اینکه جداشی یا ادامه بدی تصمیمیه که خودت باید بگیری و واقعا کسی نمی تونه بهت بگه جداشی یا حتی نشی. اینجا همه می گن تلاشتو بکن برای یه مدت مثلا حداقل سه ماه یا حتی 6 ماه برای بهتر کردن کیفیت رابطه ات با شوهرت و حفظ زندگی مشترکت بعدش تصمیم بگیر.
8 سال با هم دوست بودین حتما به نظرت ادم خوبی بوده دیگه که هم 8 سال براش گذاشتی هم اینکه باهاش ازدواج کردی. شاید مشکلت شوهرت نیست و فقط نمی دونی با خونواده ی شوهرت چطوری رفتار کنی تا مردم ازاری نکنن. احتمالا مشاوره حضوری بتونه کمک کنه بهت اگه مشاور خوبی پیدا کنی.
ممکنه به خاطر بیماریت یه مقدار حساس تر شده باشی. درد و ضعفی که بیماری ها ایجاد می کنن (حتی همون سرماخوردگی که خیلی هم بی اهمیته) و دارو هایی که ادم برای بهبودی اش نیازه که مصرف کنه یه مقدار ادمو ممکنه بی حوصله کنه. حالا نمی دونم واسه تو تا چه حدی درسته این.
مثلا مادرش که گفته عروسی نگیرین اگه حوصله داشتی (که منم ندارم!) نباید درجا انقدر مشخص و واضح نظرتو بهش می گفتی. می تونستی با سیاست باشی (که منم نیستم!) و بعدا نرم نرم و اروم اروم رو مخ شوهرت با ملایمت و با مهربونی کار کنی و اخرش هم همونی بشه که می خوای. دیدی بعضی از خانمارو که کل کل نمی کنن با خونواده ی شوهر و خود شوهر اما اخرش هم همونی میشه که خانمه می خواد؟! انرژیتو سر بحث کردن نذار. رو مواضعت پافشاری کن اگه فکر می کنی درستن اما نه با زبون. با عمل. و همراه با ملایمت و مهربونی. وقتی ادم پرخاش کنه حتی به حق و به جا هم که باشه بازم اخرش ادم بدهکار میشه. پس سعی کن خونسردیتو حفظ کنی. یا اگه نمی تونی درجا جواب نده. صبر کن. بذار یه روز بگذره تا بتونی فکر کنی. لازم نیست دعوا کنی با کسی. می تونی یه جمله رو با صدای اروم و با ارامش هم بگی. مثلا اگه برات مهمه جشن عروسی خوبی داشته باشین خیلی اروم و در ارامش بگو که برام مهمه جشن عروسی خوبی داشته باشم. اگه مادرشوهرت بازم تکرار کرد حتی اگه با پرخاش بازم گفت که نداشته باشی عروسی تو باید ارامشتو حفظ کنی و بدون عصبانی شدن بدون اینکه اصلا ناراحت بشی بازم با ارامی همون جمله اتو تکرار کن حتی با لبخند ملایم! بازم با اطمینان و با ارامش بگو که می خوای عروسی ابرومندانه ای داشته باشی. یعنی سر مواضعت بمون اما پرخاش و دعوا نکن. اروم و مطمن باش.
پست طولانیتو کامل کامل نخوندم. پاراگراف اخزشو خوندم و اون قسمتی که مادرشوهرت خواسته بود مراسم نگیری. چون کامل نخوندم ممکنه درست هم نظر نداده باشم.
ببین معمولا خانما راحت تر می تونن رو مخ شوهرشون کار کنن تا مادرشوهرشون! واسه همینم اگه خواسته های عجیب داشت مادرشوهرت قبول نکن اما باهاش بحث هم نکن. بعدا سر فرصت با مهربونی با شوهرت حرف بزن. ببین سر افکار و کارایی که فکر می کنی درستن باش و تصمیماتو مجبور نیستی عوض کنی اما اصلا دلیلی نداره به زبون و با کلام و با بحث و کل کل نظراتتو بگی.
اینکه در مورد زندگی مشترکت چه کار کنی بهتره مشاوره حضوری هم بری. مشاور خوب پیدا کنی احتمالا بهتر بتونه بهت کمک کنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)