سلام
دوستای عزیز ما اینجا داریم فقط حرفهای یک طرف ماجرا رو میشنویم و نباید یکطرفه به قاضی بریم و یا سوزانا رو تحریک کنیم که همسرت فلان بیماری رو داره و و یا ای وای ! همسرت فلان کار رو کرد ! ای وای تنم لرزید ! و از این جملات که سخت مراجع رو تحریک میکنه...
.....شاید هم واقعا بیمار باشه اما نه در تخصص ماست و نه میتونیم به این شکل بگوییم کسی بیماره یا سالمه...
همونطور که برخی دوستان اشاره کردن دخالت زن در امور مالی خودش زمینه ساز خیلی از مشکلاته:
از جمله
بی کفایت شدن مرد...
بالا رفتن سطح توقع مرد از زن به صورت غیر طبیعی...
عوض شدن جای مرد و زن...
به وجود امدن اختلافات مالی بین زن و شوهر...و مشکلات دیگه
سوزانای عزیز
کسی به شما نمیگه همسرت رو در تنگنای مالی تنها بذار اما این دقیقا برمیگرده به شخصیت طرف مقابلت و قدرت تجزیه و تحلیلش.
مردی رو میشناسم که یکی از نزدیکانه خودمه.وقتی همسرش میره سرکار دیگه نمیذاره زنش کارهای منزل رو بکنه و همه کارها از جمله ظرف شستن..غذا درذست کردن..اتو کردن و ....همه رو خودش انجام میده چون اعتقاد داره زن قدرت نداره هم بیرون کار کنه و هم داخل منزل.....
نه به اون بی نمکی و نه به این شوری.هر چیزی اعتدال و حدی داره که باید رعایت بشه.
شما وقتی میبینی همسرت قدر نمیدونه و متوقع تر هم میشه اشتباه کردی به کار کردنت ادامه دادی.در واقع بهش لطف نکردی بلکه از لحاظ پذیرفت مسئولیت روز به روز بیشتر ضعیف ترش کردی
قبل از هر چیزی مثل یه زن سنتی رفتار کن و بگو عزیزم میخوام دیگه سرکار نرم و بمونم خونه و به تو و بچه مون خدمت کنم.
(من تو این زمینه درکت میکنم.خودم معلم بودم و بدون کوچکترین پارتی داشتم تو مدرسه دولتی که در دوقدمی منزلمون بود کار میکردم و خیلی هم پیشرفت کرده بودم.اما کم کم دیدم همسرم از کارش داره میاد بیرون و میگه خسته ام و میخوام مدتی کار نکنم و ...
این برایم زنگ خطری بود....)
الان از کارم امده بیرون و مثل یه زن سنتی شدم با این تحصیلاتم هم بالاست.ورزش میکنم و کلاسهای مختلف آشپزی و ...میرم و هم به خودم میرسم و هم همسرم رو حمایت میکنم اما فقط حمایت عاطفی نه حمایت مالی و ...
وقتی با کوله باری از مشکلات مالی تنهاش بذاری و فقط نقش یه زن خوب و فداکار رو بازی کنی هم بیشتر قدر روزهایی که زحمت کشیدی رو میفهمه و هم اون موقع میفهمه دیگه نره دنبال خونه بزرگتر که مادرش و ..رو هم بخوا د بیاره پیش خودش.
ما عادت داریم وقتی خیلی اشتباه میکنیم و میبینیم گردابی ایجاد شده که دیگه هر چی میفته توش داغون میشه میگیم خب حالا بریم جدا شیم
سوزانای عزیز
درسته جدایی هم یک راهه اما برای شما تنها راه نیست.باید تمام تلاشت روبرای بهتر شدن اوضاع بکنی و در وهله اول به یه مشاور حضوری مراجعه کنی چرا که الان هر تصمیمی بگیری اینده دخترت رو هم تحت الشعاع قرار میده
کما اینکه من اعتقاد دارم شما هم خطاهایی داشتی و داری و در درجه اول باید از
اصلاح خودت شروع کنی
اگر بتونی رگ خواب همسرت رو به دست بیاری کم کم میتونی در دل و جانش نفوذ کنی
مثلا همسر شما روی خانوادش بسیار حساسه (برعکس همسر من که در 12 ماهه سال حداقل 6 ماهه رو باهاشون قهره) چرا از این حربه استفاده نمیکنی؟
میتونی با محبت حساب شده به خانواده همسرت تا حدودی علاقه همسرت رو به خودت بیشتر کنی.
راهکار زیاده.فعلا به جدایی و طلاق فکر نکن.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)