با سلام.
من پسری 15 ساله ام.
مشکلی داشتم که می خواستم راهکاری برایش پیشنهاد کنید.
وقتی بچه بودم اطرافیان بهم می گفتند که خوش قیافه ام . خودم هم چون در آینه می نگریستم مصداق احادیث دیگران را می دیدم.
این وضع ادامه داشت تا حالا.
کسانی که مرا به زیبایی یاد می کردند ، حال مرا جزو زشت ترین ها می دانند و علت را هم به بلوغ ربط می دهند.
اما من می دانم بینی ای که کوهان دارد ، ربطی به بلوغ نداشته و برطرف نمی شود و البته این تنها مشکل من با قیافه ام نیست.
قیافه ام پر شده از ایرادات گوناگون که هر روز در نمازهایم برای رفعشان دعا می کنم.
مشکل از آن جا حاد تر شد که وقتی دیدم پسرخاله ام که در کودکی جزو بد قیافه ترین ها بود ( به طوری که اگر از هر کس می پرسیدند زشت ترین افراد را نام ببر ، نام او را در آخرین رده ها می برد ) حالا به جایی رسیده است ( در سن 25 سالگی ) که وقتی از مادرم می پرسم به او از 10 چند نمره می دهی ، می گوید 9 . در حالی که به من نمره ی 0 را هم نمی دهد . بچگی ام را به یاد می آورم که زیباترین دخترها پیش روی همگان مرا مجد می کردند .
مثالی را می زنم :
اگر به من بگویند که بیسبال یا راگبی یا تنیس یا هر بازی غریب دیگری را بلد نیسی هر قدر هم بد لحن بگویند ناراحت نخواهم شد . زیرا نه کسی به من گفته است که بازی ام خوب است ، نه خود فهمی ده ام و نه حتی به من اثبات شده است ولی اگر به منی که در تیزهوشان درس می خوانم بگویند درست بد است شاید حتی خودم را بکشم .
این مسئله نیز مانند همان است . وقتی هر کس به من می گوید قیافه ات بد است یا دیگری را مجد می کند ، آنقدر عصبانی می شوم که می خواهم خودم و آن ها را خفه کنم.
التماس کمک.
داوود و.








علاقه مندی ها (Bookmarks)