به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38

Threaded View

  1. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی ندارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط شکوفه کویری
    ..... ولی به شانس اعتقاد داری؟متاسفانه من توی این مورد واقعا بدشانسی آوردم شایدم تقدیرم این بوده که ما اصلا همدیگر رو نبینیم و هردومون با کسانی ازدواج کنیم که از خودمون پایین تر هستند. و وقتی ایشون رو ببینم که خیلی دیر شده.....همش به این فکر میکنم اگه اون موقع همدیگر رو میدیدم با توجه به اینکه همشهری بودیم حتما با هم آشنا میشدیم و مطمئنم بعدشم با هم به تفاهم میرسیدیم و هردمون خیلی از الان خوشبخت تر بودیم
    دوست عزیز
    فکر میکنم یکی از بزرگترین مشکلات شما اینه که به شانس اعتقاد داری!
    این نقل قولی که از شما اوردم من رو یاد این داستان میندازه:

    روزی روزگاری تو یه دهکده چوپانی زندگی میکرد .
    گوسفندای مردم میچروند علاوه بر گوسفندای اربابش

    بله این چوپان قصه ما در ازای گرفتن دستمزد هر از چند مدتی
    یه مقدار روغن حیوونی از ارباب هدیه میگرفت ..... روغنا رو تو یه
    کوزه ریخته بود و از سقف اتاقش اویزون کرده بود ........
    یه روز خسته و درمونده اومد از کار و مقداری روغنم که ارباب
    بهش داده بود ریخت تو کوزه بعدم اونو اویزون کرد و نشست
    غذایی خورد و کمی استراحت کرد .... دراز کشید کف اتاق
    و نگاهشو دوخت به کوزه معلق تو هوا .........
    همینجوری که نگاه میکرد چشاش برقی زد و
    از جاش بلند شد نشست و با خودش حساب کرد
    خب این کوزه الان تقریبا نصف بیشترش پر از روغنه چند هفته
    بعد پر میشه و من میرم اونو میبرم شهر و میفروشمش
    بعد با پول اون یه گوسفند میخرم البته اون گوسفندی
    رو که مال اربابمه میخرم چون از همه گوسفندا بهتره
    بعد اونو نگه میدارم تو گله اربابم و با گوسفندای دیگه
    میچرونم تا اینکه گوسفند من آبستن میشه و دو تا بره
    خوشگل میاره بعد از چند ماه اون دو تا بره ها بزرگ میشن
    و اونا هم هر کودومشون بره میارن و گوسفندام کم کم زیاد
    میشن تا اینکه میشن یه گله بزرگ و همینجوری زیاد میشن
    بعد من ازپیش اربابم میرم و واسه خودم جدا گله هامو میچرونم
    خلاصه اوضاع مالیم خوب میشه و پولامو که جمع کردم خونه
    میخرم و پس انداز میکنم ...... بعد از یه مدت واس خودم
    چوپان استخدام میکنم و خودم فقط نظارت میکنم ..........
    خلاصه میرم و دختر کدخدا رو خواستگاری میکنم چون اونو
    خیلی دوس دارم بله زندگیمو شروع میکنم و بچه گیرم میاد
    بچه من کم کم بزرگ میشه و من هر روز اونو میبرم بیرون
    باهاش بازی میکنم ... بچه من بزرگ میشه و میبرمش مدرسه
    تا درس بخونه و با سواد بشه .......
    خلاصه این چوپان قصه ما همینجوری داشت رویا پردازی
    میکرد تا اینکه به اینجای رسید که ..............
    بچه من درس خون باید باشه تا مثل من بیچاره نباشه
    و نوکری اربابو نکنه اون همیشه باید به حرفای من گوش کنه
    و اگه گوش نکرد با همین چوب دستیم ...........میزنمش تا ادب بشه
    بله چوپان چوب دستیشو بالا برد که مثلا تو رویاش به بچه
    حرف گوش نکنش بزنه که خورد به کوزه روغن بالای سرش
    و همه روغنها که مدتها واسش زحمت کشیده بود
    ریخت رو سرش ای داد بی داد :)

  2. 4 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    meysamm (یکشنبه 08 بهمن 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 فروردین 93, 08:09
  2. من نفرت انگیزم
    توسط shilaa در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 50
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 بهمن 92, 15:14
  3. هدف و انگیزه؟!!؟از کجا بیارم؟!؟
    توسط tanin-91 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 دی 92, 21:16
  4. خیلی تنهام انگیزه ای واسه بودن ندارم
    توسط مرمر تنها در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 09 آذر 92, 18:44
  5. مردایی که می گن دختر باید ریزه میزه و کوچولو باشه ،دروغ می گن؟؟؟؟
    توسط نازنین آریایی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 55
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 تیر 91, 16:44

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.