حرف شیما خانم منطقی بود ممنونم این کار رو سعی میکنم انجام بدم.
در مورد خانم فکور باید بگم اصلا بهش محل ندادم التماسم کرد شما که نمیدونین چقدر خواهش و التماس کرد ازم که دارم از دستت میدم و پشیمون شدم و ازین حرفا....
ولی شخصیت بی ثباتی داره به علاوه یه خانواده بد که هر روز باهاش دعوا دارن و داداشش حتی وقتی بیرون بودی با الفاظ زشتی بهش گفت چرا با شوهرت رفتی بیرون باید طلاق بگیری .. غلط میکنی زندگی کنی باهاش و ازین حرفا...
اونم واقعا تحت فشاره و بهش حق میدم ولی واقعا دیگه خسته شدم از این وضع...
بین عقل و احساس .. عقلم میگه طلاق.. احساسم میگه زندگی...
اونم که اصلا راضی به طلاق نیست و حتی بهش میگم طلاق میگه مگه به زور میتونی طلاقم بدی؟