بچه ها شما میاین با پدر مادر خودتون قیاس می کنین و اعتراض می کنین. نه من نه شما نمی دونیم واقعا چی به چیه توی خونه ی بهار یا یکی دیگه یا هر کدوم از ما. بهتره دنبال راه حل باشیم.
اینکه صبا می گه کتابخونه البته نه از صبح تا شب. همون ساعت اداری هم خوبه. تازه اگه می خوای ارشد بخونی که هی باید درس بخونی. یه ورزش هم کنارش بکنی بعدش دیگه به قول صبا خسته ای میری خونه. خسته ی خوشحال نه خسته ی اعصاب خورد. اونا هم نمی تونن به این راحتی عصبانیت کنن.
تو که از اونا نمی خوای کاری واست بکنن دیگه توقعی ازشون نداری. پس چی می گن؟ چی می خوان؟ ببین سر چیا بهت گیر میدن و می تونی یه راهی پیدا کنی؟ یا مثلا یه چیزی پیدا کنی که خیلی بیکار نباشن و هی به کارات کار نداشته باشن؟
راستی یکی از دوستان نوشته بود اینجا که مشکل اینه که وقتی عصبانی هستی می خوای دنبال راه حل بگردی و وقتی که اروم میشی بیخیال می شی. من اینطوریم. شاید واسه تو هم همین باشه.
نوشته بودی برنامه ریختی و برنامه درازمدت و کوتاه مدت هم داری. این خیلی خوبه. چون راه به راه که اینطوری اعصاب خورد بشه ادم یادش میره که چه مسیری رو داشته می رفته. وقتی برنامه داشته باشی بعد از چند روز که ارامش نسبی پیدا کنی برمی گردی توی همون مسیری که خودت داشتی و می خواستی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)