سلام بهار خانم
ببین عزیزم
یه اتفاقی افتاده ، در اثر اشتباه خودت ، اما افتاده و تو مطمئناً از راهی که رفتی که منجر به این آسیب شده پشیمان بوده و هستی و نشون دادی که این آسیب بهانه نشده تا خودت را رها کنی در مسیر روابط نابهنجاز و حتی وقتی خیلی آزرده بودی و دم زدی از رابطه برقرار کردن ما به خوبی فهمیدم در حد حرف بوده . این را بدان اگر مادی نگاه کنی که قانون طبیعت چنین نیست که کسی برای یک بار اشتباهی هرچند جبران ناپذیر در زندگی برای همیشه محکوم به تلخ بختی و خسران باشد . تاوان تو همین دغدغه ها و رنجی هست که تا حال از این بابت کشیده ای . و بگذار بگم همه مسائل تو در واقع ختم میشه به همینجا . یعنی تمام به هم ریختگی ها و خشونت و عصبی بودنهات از همین اتفاق ناشی میشه .
اگر هم الهی نگاه کنی یعنی جهان بینی تو مادی نباشد که تازه اوضاعت بهتر هم میشه . چون وقتی خدایی که به بخشندگی شناختی را ببینی . می دانی که آغوش بازی دارد برای خطاکاران نادم . برای کسانی که راه را اشتباه رفته و به خود آسیب زده اند و حالا مقر به اینکه اشتباه رفته اند و دردمند از رنج آسیب و درد آن به آغوشش پناه آورده اند . او نه می راند ، نه تهدید می کندنه سرزنش می کند ............ ، بلکه میگه من برای همین کارت دوستت دارم ، برای این برگشتت ( ان الله یحب التوابین ) ، برای این فهمت که دریافتی به خودت آسیب زدی . بیا در آغوش من . بیا که پناهت منم ، بیا که مرهم دردت پیش منه ، اما قول بده دیگه این راه رو نری و اینجوری به خودت آسیب نزنی . که من سلامتی تو را می خواهم و همه قوانین و قواعد من هم برای همینه که تو راه زندگی را در سلامت طی کنی.
تو از دردهات بهش میگی . از ترسهات ، از اینکه تو را کسی به خاطر این آسیب قبول نمی کنه و ..... و او به تو میگه به من اعتماد داری ؟ منو به عنوان قادر قبول داری ؟ می دانی که هرچه اراده کنم می شود ؟
و اگر تو این باورها را داشته باشی و لبیک بگی ، میگه پس به من بسپار و نگران نباش ، تو فقط مواظب باش از این به بعد راه را درست بری . آگاهی و شناختت را برای شناخت درست بالا ببر تا بدانی درست کدام هست . من کمکت می کنم . وسیله سر راهت قرار میدهم تا تو راه درست را بری و بقیه رابسپار به من و نگران نباش .
بهار تو اول باید خودت خودت را ببخشی . چطوری ؟ بپذیر که اشتباه کردی بدون هیچ توجیهی ، بدون هیچ مقصر تراشی ای . محکم به خودت بگو که اشتباه کردی و می شد این نشه که شد و... اما حالا دیگه تموم شده و چیزیه که اتفاق افتاده . اشتباه بوده و مهم اینه که تو پذیرفتی و دیگه هم تکرارش نمی کنی و از این به بعد مواظب خودت هستی . پس این همه در حق خودت بی رحم نباش و ...... اینها را محکم با خودت روبرو شو و به خودت بگو . یک بار برای همیشه خودتو ببر به محکمه خودت و دادستان خودت باش . اما از خودت هم بخواه که ترا ببخشه از وجدانت از عقلت از دلت از تمام اعضاء و جوارحت بخواه که بخاطر این اشتباه ترا ببخشند و باور داشته باش که آنها از خدایت فرمان می گیرند وقتی او می بخشد محال هست که آنها نبخشند .
بهار خودتو از این همه سرزنش پنهان رها کن . هم خودتو ببخش هم بقیه را و رها شو و خودت را بسپار به دستان توانای خدا و مدتی از هرچه دغدغه هست آزاد شو . به خدا اعتماد کن و فقط به یک چیز فکر کن . بهار در جاده صحت و سلامت .... یعنی فقط به اینکه از این روز به بعد مراقب خودت باشی که درست فکر کنی .
درست حرف بزنی ، درست رفتار کنی . درست ببینی و ... مصمم باشی که هیچ چیز ترا در این راه متزلزل نکند .
چیزی نمی گذرد که خواهی دید در درون و برون گره ها باز می شود و راه روشن می شود و آنچه باورت نمیشه و از جایی که انظار نداری به سویت روانه می شود .
بها باور کن و برای آنکه باور کنی عمیق ببین اما ساده و روان و با معنا و محتوا همه خشم تو که به اطراف بخصوص خانواده ات برون فکنی می شود ، خشم تو نسبت به خودت هست ............
اگر این راهکار و دوا را توجه نکنی . به جرأت میگم هیچ دوای دیگری درد و دغدغه های ترا درمان نخواهد کرد و در دور تسلسل باطل درمی مانی ....
سلامت ، شادکامی و موفقیتت را آرزومندم
.










علاقه مندی ها (Bookmarks)