
نوشته اصلی توسط
پینار
اون میدونه من نمیتونم حالا حالاها ازش جدا شم بخاطر همین از هیچ کار بدی تو حقم کوتاهی نکرد بارها بهش گفتم از زندگیت میرم اگه اینطوری ادامه بدی ولی نتونستم برم بارها وسایلمو گذاشت دم در گفت برو ولی نرفتم بارها برای یکی دو روز رفتم خونه مادرم نیومد دنبالم حتی یه اس ام اسم نداد ولی خودم برگشتم بارها وحشیانه کتکم زد پیش دخترش بهم اهانت کرد بهم گفت ازم متنفره ولی بازم تحمل کردم و موندم الانم که خودم دیدم میکشه و الانا نه بهم محل میده نه چیزی برای خونه برای خوردن میخره خودش میخره دوتایی میخورن و نه پولی بهم میده تازه قفل خونه رو هم عوض کرده بهم نمیدههههههههه
علاقه مندی ها (Bookmarks)