بی دل
یعنی من اشتباه کردم گفتم بیا حرف بزنیم .مشاور گفتن با خانمت صحبت کن ببین خواسته هاشون چیه.حداقل الان میدونم چی میخوان.خانم من حرفشون مستقل شدن ما نیستش.
اگر بود میگفتن یه خونه جدا بگیریم نه اینکه بگن بریم بالا خونه مادرم رو اجاره کنیم. میخواستم بگم بالا خونه مادرت یک عمره اجاره است ولی نگفتم.
اگر میخواستن مستقل بشیم وقتی میگفتم میخوام بعد درسم جای دیگه کار کنم نمیگفتن نه پیش پدرت بمون. چرا چون پدرم پول به ما میدن و هوامون رو دارن.
اینها تز عمه من هستش بالاخره بعد از عمری عمه ام و خانمم رو میشناسم .
پدرم و برادرهام اخلاقشون با من زیاد خوب نیست اما تو زندگی مشترکمون دخالت نمیکنن. اگر حرفی بزنن به من میزنن تا الان همیشه طرف اون رو میگرفتن ناراحتی منم از همین بوده.
شاید در سال یکی دو مرتبه خونه ما بیان هر وقت میخوان آرمین رو ببینن میگن آرمین رو پایین ببرم.
کسی کاری به کار خانم من نداره. خانواده اون همیشه خونه ما هستن و دخالت میکنن.
اینها همه هیچ .... باید برا رهن خونه 50 تومن و برا ماشین 30 تومن پول بدم این همه پول از کجا بیارم. پدرم دارن من ندارم. من 23 سالمه 30 سالم که نیست این همه پول از خودم داشته باشم.
از روز اول اون شرایط من رو میدونست وقتی من با دعوا و نارضایتی و خانم با خوشحالی و کلاس گذاشتن برا این و اون ازدواج کردن میخواستن به اینجاش هم فکر کنن.هرچی بود اون یک سال از من بزرگتر بود بیشتر از من نمیفهمید کمتر هم نمیفهمید.
مشروب هم میخورم حالم رو نفهمم این روزها رو بگذرونم.
- - - Updated - - -
meinoush
من دیگه کاری ندارم وقتی خانمم به ساز مادرشون میرقصن و ارزش برا من و بچه و زندگیمون قائل نیستن من هم دیگه بی تفاوتم چاره ای ندارم
جوانه؟؟؟
نه دیگه تلفن نمیزنم به قول meinoush میگذارم تو سر و کله هم بزنن .








علاقه مندی ها (Bookmarks)