سلام دوباره. خب مسلما برخورد درست با انهایی که ادم رو نمی بینن فقط رفتن است. من هم جای شما بودم رها می کردم . ولی من منظورم چیز دیگه ای بود.
منظورم نگاه بیشتر به خود خودمون. خوب یه سوال از خودمون بپرسیم که چرا با ابراز احساس، طرف عقب می کشه. آیا شاید یه علتش این نباشه که ما زیاده روی کردیم در بیان احساس( هر چند صادقانه بوده این احساس) بهتر نیست اگه طرف برامون مهم این ابراز احساس با سیاست تر باشه. اینجا رو یه نگاه بندازین. برا من و شما مهم نیست که کسی که برا احساسمون ارزش قایل نیس رو از دست بدیم . منظورم من این که کسی رو که هنوز متوجه عمق احساس ما نشده رو از دست ندیم و اون رو اروم اروم با خودمون همراه کنیم. متوجه هستین منظورم رو.( البته من در این موارد خودم رو اقا فرض کردم) البته این یه توصیه خواهرانه بود :) در ضمن متاسفم بابت اون موارد( البته بیشتر خوشحالم. این ادمها بیشتر هر چه زودتر از ادم دور شن)

نوشته اصلی توسط
تهمتن
ممنون خانم چنار. حرفاتون را تا حد زیادی قبول دارم. من مجردم. قبلاً در دو مورد از کسانی خوشم اومد و پیشنهاد دادم و با برخورد سرد مواجه شدم. جالب اینجاست که ابراز علاقه ی غیر مستقیم اول از طرف یکی از اون دو خانم بود. به هر صورت من هم بعد از برخورد سرد اونها ( این اتفاقات با فاصله ی زمانی 2 سال اتفاق افتاده) کنار کشیدم و رفتم دنبال زندگی خودم. بعداً اونها بودن که یه جورایی به سمت من اومدند اما من ازشون دوری کردم و کلاً از دیدشون کنار رفتم چون برام مهم بود زمانی که اون همه علاقه در وجودم بود من رو می پذیرفتند. نه بعد از اینکه شوهر گیرشون نیومده از بی شوهری یا تنهایی یا هر چیز دیگه دنبال یکی می گردند. پشیمون هم نیستم. حالا چه بخوام تا ابد تنها بمونم چه نمونم. مهم اینه که خودم پیش خودم شرمنده نیستم.
البته من باز از بهارجان عذر می خام که موضوع به اینجا کشید. من خ خاستم به شما دلداری بدم( حقیقتش) اما می دونی و می دونیم که اگه نقش بازی نکرده بودی اان حس بهتری داشتی. با دنیا صادق نیستیم لااقل با خودمون باشیم. نمی خام عزیزم اذیتت کنم چون خودت به این جا رسیدی. ولی چقدر خوب که به احساساتمون بیشتر احترام بزاریم. برخی دوستان از اون ور بوم می افتن و برخی ذیگه از این طرف
هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون
ویرایش توسط چنار : سه شنبه 14 خرداد 92 در ساعت 18:38
علاقه مندی ها (Bookmarks)