سلام آقای کامروا با حرفات کاملا موافقم پدرم چیزایی از امیر توقع داره که خودش هنوز بعد این همه سال برای مادرم انجام نمیده ولی درمورد من خیلی پرتوقع هستش.
و چون می دونم از رو دوست داشنه زیادش هست نمی تونم حرفی هم بهش بزنم از طرفی هم نمی تونم جلوی امیر پدر خودم رو خراب کنم و بگم مثلا آره اون بد گفت یا حق با تو بود.
من سعی میکنم نذارم دلسردی به وجود بیاد ولی واقعا دیگه خسته شدم یعنی بعضی وقت ها با خودم فکر می کنم این زندگی به این اعصاب خوردی هاش نمی ارزه به این اعصاب خوردی هایی که برای پدرم ایجاد کرده واقعا نمی ارزه .
مرا دوست بدار
اندکی،ولی طولانی
علاقه مندی ها (Bookmarks)