سلام.
من هرگز نگفتم کوتاه بیا و برو شهر خانومت زندگی کن! اگه حرف های خانومت هم اینجوری برداشت میکردی که خیلی بد بوده! اصلا منظور هم رو درست متوجه نمیشدین !
من چندین بار تأکید کردم: اگر....اگر.......اگر......اگر تصمیم دارین به زندگی مشترکتون ادامه بدین، نمیشه زور یکی به اون یکی بچربه!
باید هر دو منعطف تر باشین.
اگه خانومت سرسخته، شما شروع کن! شما انعطاف نشون بده تا ایشون هم یاد بگیره!
شما دوست داری طلاق نگیری و زندگیت از هم نپاشه اما همونجوری بشه که خودت میخوای. یعنی خانومت خودش بیاد، پشیمون هم باشه! عذرخواهی هم بکنه از شما و خونوادت!
تا آخر عمرش هم در کنار شما و خونوادت زندگی کنه و کلا فراموش کنه که دلش میخواد بره شهر خودش پیش خونواده خودش زندگی کنه.
چرا؟ چون قبل از ازدواج قول داده !!!
آقای فراسو بعد از ازدواج خیلی قوانین تغییر میکنن . اینقدر به مسائل مطلق نگاه نکنین. من به خانوم شما حق نمیدم. فقط برای بار صدم دارم میگم اگر میخوای زندگی کنی مجبوری منعطف تر باشی. اونم انعطاف از موضع اقتدار نه از موضع ضعف!
من میگم با اقتدار و احترام به رأی خانومت برو شهرشون اما شما دیدت اینه که داری کوتاه میای.


اگر هم فکر میکنی که راه درست جدائیه، نه من نه کس دیگه حق نداریم تصمیم شما رو زیر سؤال ببریم. چون بهتر از هرکسی خود شما به زندگی مشترکتون واقفی و حتما بهترین تصمیم رو گرفتی.