نامزد منم فوری تا چسزی میشد گوشیو ورمیداشت یا زنگ میزد به خانوادش یا به خانواده من..منم یه بار بدجور عصبانی شدم و تهدیدش کردم که اگه یه مورد دیگه همچین چیزی ببینم این رابطه رو از بیخ و بن میکنم..با پدرمم صحبت کردم وادارش کردم زنگ بزنه اونم باهاش حجتو تمام کنه و سفت و محکم پا حرفم وایسادم..نصف مشکلات زن و شوهرا برمیگرده به اینکه میذارن خانواده ها دخالت کنن تو بحثاشون..اگه مادرش باز خواست حرکتی کنه خیلی محکم و قاطع بهش بگو اجازه بدین خودمون مشکلاتمون رو حل کنیم که اگه الان نتونیم مشکلاتو حل کنیم در آینده هم شما میخواید بیاید مشکلات مارو حل کنید؟
یکم با قاطعیت با شوهرت حرف بزن..بهش بگو که اگه مشکلشو حل نکنه حاضر نیستی باهاش ازدواج کنی..اگه شروع کرد به اینکه کسی منو دوست نداره تهدیدش کن که اگه یهبار دیگه از این جملات بشنوی عصبانی میشی..بهش بگو تو مرد منی من میخوام بهت تکیه کنم این کارا چیه؟اما سعی کن گریه زاری راه نندازی
اینکه خانوادت میگن به تفاهم برس خوب معلومه..طلاق آخرین راهه..وقتی همه راههارو رفته باشی و به نتیجه نرسی معلومه که ازت حمایت میکنن.اما اگه تا چیزی بشه بگی طلاق مسلما خانوادت پشتتو خالی میکنن
فقط محکم باش . سعی کن این عادتارو ازش دور کنی








علاقه مندی ها (Bookmarks)