نه چرا باید ناراحت بشم من میخوام قلب همسرم رو تسخیر کنم بالاخره مطمعنا منم توی رفتارم ایرادهایی دارم چه بهتر که با کمک شما بشناسمشون و درستشون کنم برای پست قبلیت باید بگم من زیاد با همسرم هم صحبت نمیشم هر بار خواستم بهش نزدیک بشم اون به شکلی منو پس زد منم دیگه زیاد تلاش نمیکنم. دل عزیز میدونی چیه همسرم خیلی کم پیش میاد با من شاد باشه منم همینطور جایی که اون هست نباید خودم باشم برای همین بودنش اذیتم میکنه.همسرم بیشتر با دوستاش شاده و بودن من براش خیلی سنگینه وقتی ناراحت میشه من میشم کیسه بکسش اینقدر سرم داد میزنه تا من گریه بیفتم و التماسش کنم که این وضعیت رو تموم کنه تا تمومش انگار اشک من ارضاش میکنه و اعصابش رو راحت میکنه حالا چه سرکار مشکل داشته باشه چه با من مشکل داشته باشه.حس میکنم مشکل روانی داشته باشه اخه با پسرم هم همینطوره وقتی باهاش بازی میکنه پسرم فقط گریه میکنه انگار این همسرم رو شاد میکنه به شکلی که پسرم بهش میگه نمیخواد باهاش بازی کنه ولی اون دست بردار نیست.من و همسرم خیلی از هم دوریم اون هیچ وقت اجازه شناختش رو به من نداده








علاقه مندی ها (Bookmarks)