نمیدونم پست قبلی منو خوندین یانه <br>من الان 2سال ازدانشگاهم گذشته وواردسال سوم میشم&nbsp;کسی نیستم ونبودم که اگریه پسربهم چراغ سبزنشون دادم منم بهش نشون بدم اصلا تو دانشگاه حتی با پسرای کلاس خودمون هم زیاد حرف نمیزنم چه برسه تحویل بقیه که جزهمکلاسیام نیستن بگیرم تو حرف زدن با پسرا یکم دستپاچه میشم ولی زود خودمو جمع میکنم خیلی سنگین برخورد میکنم که طرف نگه چه دختر جلف وسبک مغزی واین باعث شدبه یکی ازهمکلاسیام علاقه مند شدم وهیچ رابطه ای باهم نداریم نه حرفی و....فقط بعضی مواقع همو تو دانشگاه میبینیم که بی اعتنا ازکنارهم رد میشیم من به ایشون علاقه مند شدم نمیدونم چراشاید چون سروزبون دارهست یادوسه باری که دیدمش منو تعقیب کرده شایعاتی که درموردش شد باعث شد کمترببینمش واحساسم نسبت به ایشون کمتربشه وعلاوه براین من برا کارهای دانشگاهم بابچه های ترم بالایی کارمیکنم وشماره منو دارن واونا هم دوستای این اقا هستن خیلی دوست دارم بدونه دوستش دارم وجواب سوالهامو ازشون بگیرم حیف که احساس میکنه من ادم مغروری هستم چون دوبارسلام من کرد من اوایل چون نمیشناختمش فکرمیکردم میخواد مزاحم بشه یابا دوشتم کارداره ولی اشتباه فکرمیکردم ونمیدونم چرا ازنظرمن هرجا میرم اتفاقی ایشون رومیبینم ؟؟؟؟؟؟نمیدونم فراموشش کنم یا ؟؟؟؟؟؟؟/کمکم کنید<br>واینو هم بگم تازگیا به دونفردیگه هم ازبچه های دانشگاه که به رفتارشون فکرمیکنم میبینم خیلی مشکوک میزنن من وارد کلاس میشم همه پسرا میخندن شاید من اینجوری فکرمیکنم نمیدونم ولی تو هرکلاسی که هستم میان نگاه میکنن ومیرن








علاقه مندی ها (Bookmarks)