راستش قرار بود شنبه ز بزنم و قرار بذاریم.کلا موبایلمو خاموش کردم و رفته بودم تو خونه تنها نشسته بودم.فکر میکردم.به اینکه از کجا به کجا رسیدم.نگاه عزیز خواهر خوبم میدونی مساله چیه؟من تا قبل اینکه این خانم رو بشناسم احساس ترس نکرده بودم تا اینکه این خانم رو دیدم.میترسم.ازش میترسم.
قبلا نمیدونستم ترس چجوریه.اما حالا میدونم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)