نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
سلام آقای کاپیتان
چند سالتونه؟
گفته بودید عقد هستید آیا عروس هم کردید؟
از لحاظ مالی اوضاعتون چطوره؟
در زندگی تان حامی داشتید یا تنها بودید؟
آشنایی تون با همسرتون به چه شکل بوده؟
او را دوست دارید؟ عاشق ایشون هستید؟
چه چیزی قبلا ها شما رو خوشحال می کرد والان خوشحال نمی کند؟ چرا؟
در گذشته آدم صبوری بودید؟ الان چطور؟

ممنون می شم اگه جواب بدید
25 سالمه
2-یک سال و نیمه عقد هستم
3-اوضاع مالی خوب بود یک 10 روزیه یکم خراب شده.در کل بد نیست
4-اشنایی مون هم سنتی و چند روز قبل خواستگاری خانمم را دیدم(مشتریم بود)
5-مشکلاتی بود که خدا را شکر به کمک دوستان توی همین فروم کم کم داره حل میشه ،در کل بله دوستم داره دوستش دارم
6- هرچیزی که قبلا منو خیلی خوشحال میکرد دیگه الان تاثیری نداره!نمیدونم !قبلا این موضوع را مطرح کردم گفتم من به بیشتر چیزهایی که می خوام رسیدم ولی حسی نسبت به اونها ندارم.مثلا شرکتی دارم خودم رئیسم ولی خب که چی!الان باید چطوری ذوق کنم؟
بله در گذشته بسیار صبور بودم توی اقوام از من همیشه به عنوان ادم صبور یاد میشد.از وقتی خانمم و خانوادش اولین دعوا را با من کرد دیگه این حوصله از بین رفت-هر چند دیگه گذشته و این اختلاف حل شده ولی مثلا شب که می خوام بخوابم به خانم میگم درب را ببند یا برق را خاموش کن تا خانمم بلند بش بره سه یا چهار بار دیگه تکرار میکنم زود باش عجله کن !
پس الان خیلی بی قرارم و صبور نیستم