پانیذ گرامی
از اینکه می بینم دختری به سن و سال شما اینقدر در تلاش هست که زدگی اش را بسازد، حس بسیار خوبی در من شکل می گیرد و بسیار شما را تحسین می کنم
شما پر از انرژی هستی ، جوان هستی و با نشاط ، و مهم تر از همه اینکه شوهرت عاشقت هست
شک نکن ، همسرت عاشق شما هست ، منتها دلگیر شده
همون طور که خودت گفتی ، 9 ماه هرچی شوهرت بهت عشق و علاقه ابراز کرد ، شما بی توجه بودی بهش محل ندادی ... پس بهش حق بده که اون گرمای عشق را در درون خودش مخفی کنه و نذاره تو ببینی
میدونی چرا ؟
چون اون موقع که علاقه و عشق نثارت میکرده ، بازخورد مثبت نگرفته به قولی خورده توی ذوقش
پس الان به خاطر اینکه دوباره سرخورده نشه ، داره با احتیاط قدم بر میداره
ببین خانومی همسرت تو را می خواهد ، و گرنه با توجه به اینکه همه پل های پشت سرت رو هم خراب کرده ای ، یک کلام می ایستاد و می گفت جدایی .. ولی این رو نگفته
پس تو دلسرد نشو
اگه 9 ما خراب کردی حداقل 18ماه زمان می خواهد تا تازه برسی به صفر
و بعدش برای بالارفتن از صفر تلاش مضاعف کنی
پس ناامید نشو
یک تنه عشق بورز
بدون چشم داشت
بهش محبت کن ، حتی اگر تو را پس زد (اینجا و این لحظات ، زمانی نیست که به غرورت اجازه عرض اندام بدهی !) نازنین آریایی یه تاپیک این اخیرا داشت ، اونجا خیلی توصیه شد که با ملایمت رفتار کنه و از روی هم حسی و دست پایین گرفتن خودش،شوهرش را دوباره به سمت خودش برگرداند ،و موفق هم شد (چون غرورش رو گذاشت کنار ... بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوستش داری از دست بدی تا این که کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی)
پس اگر نازنین آریایی موفق شده ،شما هم موفق می شوی
صبور باش و امیدوار
و سعی کن ذره ذره آنچه را که شکسته ای از نو بنا کنی
اتفاقا آنچه که با صبوری و حوصله از نو بنا می شود پایدارتر خواهد بود
اصلا هم فکر نکن که زن بابای همسرت شده رقیب
زن بابا کجا و همسر کجا ... مثل قیاس کردن حلبی با طلا هست!!!!
اگر زود خسته شوی و دست از تلاش برداری ، بازنده خواهی بود ، اون هم بازنده به خودت !











علاقه مندی ها (Bookmarks)