نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل نمایش پست ها



همانطور که در تاپیک قبلی شما اشاره کردم، احساسات و هیجانات محور رفتارهای شماست. شما در رفتارهایت خودت را و احساسات و لذت هایت را محور قرار داده ای و در این رابطه دو نفره (که البته دو نفر در یک کانتکست بزرگتر اجتماعی و فرهنگی و مذهبی و...) تنها و تنها خودت را می بینی و حتی ملاک خوبی و بدی را رفتار و عقاید خودت میدانی و همه چیز را بر اون مبنا تعریف میکنی و خارج از اون را روش خط بطلان میکشی. یا دقیقا باید همه چیز تحت اختیار شما و درست عین شما باشد یا باید اصلا آن چیز نباشد!

صفر یا صد! همه یا هیچ!



اون لحظه دست کشیدی از طلاق؟!!!!! دچار توهمی! مملکت بی قانونه دیگه! یعنی شما خود خود قانون هستی! هر وقت عشقت بکشه که طلاق بدی یه تلفن به عاقد و خطبه طلاق!!!!! احیانا میون اون جمع کسی به شما نگفت که توی قرن بیست و یکم در این ممکلت این مدلی طلاق اتفاق نمی افته؟
چشمت رو قدری باز کن و یک کم از خودت فاصله بگیر ببین توی این جامعه که زندگی میکنی جکومتی داره، قانونی هم داره، دادگاهی هم داره و...


خلاصه اینکه: هر چند که به لحاظ سنی ۳۰ را رد کرده ای اما به بلوغ فکری لازم برای ازدواج نرسیده ای و آگاهیها و مهارتهای لازم را نداری. و هنوز برای شما زود است. و بهتر است قبل از تصمیم به ازدواج، طی جلسات مشاوره و تمرین با مشاور حتما روی ضعفهات کار کنی و مهارتهای لازم برای ازدواج را هم کسب کنی (چه با این خانوم چه با هر کس دیگری).
بی دل عزیز بی دل مهربان بی دل دلسوز
نمیدونم شما کی هستین اصلا خانمین یا آقا(بیشتر به خانوما میخورین) دلیل اینهمه عصبانیت و متلک پرونیتون چیه. در مورد قانون مداری مملکت حرف زدی خدمت شما عرض کنم که اصلا بیاین فرض کنیم من متوهم باشم و عاقد رو هم از روی توهمم آوردم خونه. وقتی من این زنو دیگه نمیخوام و این روند نخواستم مال امروز و دیروز هم نبوده باید چکار کنم؟ اصلا تمام شخصیت این زن پیش من شکست برای من با خاک هموار شد. به زور میخواد شناسنامه ای زن من بمونه؟ خب بمونه. اصلا دو هزار بار منو بکشونه دادگاه. چه فایده ای به حالش داره؟
حفظ شان خانوم؟ اصلا اون خانوم با اون رفتارش شانی هم داشت!؟