اول نارضایتیم رو خیلی بروز نمیدادم و چند بار بهش ایمیل زدم و ازش خواستم که یکم بخودش برسه اگه تنها بود به خودش مربوط بود ولی حالا که اردواج کرده باید من رو هم در نظر بگیره کم کم دیگه اعصابم بهم ریخت و هربار که میرفتم پیشش و میدیدم نظافت نکرده و تو ارتباط سرده همون موقع دعوامون میشد و چند روز باهم گاهی بد اخلاقیم آخرش اون میاد عذر خواهی میکنه و میگه باشه دیگه تکرار نمیشه بعدش یکبار خوبه و باز چند روز بعدش روز از نو روزی از نو.........
من بارها ازش پرسیدم که اگه با من مشکلی داری و یا میخوای طوری باشم یا رفتاری دارم که دوست نداری بهم بگو ولی اون هیچ شکایتی نداره و همیشه میگه نه تو خوبی تا حالا نشده ازم ایراد بگیره چون خودش میدونه اگر واقعا عیب و ایرادی داشته باشم سریع رسیدگی میکنم و در درجه اول میخوام زنم راظی باشه و مشکلی نداشته باشه یکبار بهم گفت که شکمت داره میاد بیرون خودم متوجه بودم ولی اون که گفت رفتم عضو باشگاه شدم همزمان پرهیز میکردم و 2 ماهه شکمم صاف شد طوری که خودش اومد گفت بسه زیادی لاغر داری میشی دلم میخواست همونطور که من به اون اهمیت میدم اون هم به من اهمیت میداد.
همسرم شاغل نیست و تو خونه بچه رو نگه میداره البته روزی 7-8 ساعت مشغول به شغل شریف چت و اینترنت گردی هستن همش تو این سایت نیک صالحی میگرده متنفرم از این سایت









علاقه مندی ها (Bookmarks)