سلام.
من كارشناس يا مشاور نيستم اماتجربه هامو به شما منتقل ميكنم.
بهتر بود فعلا اونا روباهم روبرو نميكردين.بهتر بود اول زمينه سازي ميكرديد بعد كه هر دوطرف آروم بودن ميرفتين.
در ضمن روبرو كردن مسائلي كه گذشته وهر دوطرف حقو به خودشون ميدن فايده اي نداره وفقط احترام هر دوطرفو از بين ميبره.
فكر ميكنم بهتره بزاريد كمي از اين ماجرا بگذره وهر دوطرفو با حرفايي كه پيشنهاد دادم آروم كنيد ووقتي حس كرديد شرايط مساعده با رضايت همسرتون خانوادتونو دعوت كنيد وسعي كنيد نزاريد حرفي از گذشته گفته بشه.
شوهر خواهر من فرد با تجربه اي هست. هر وقت خانوادش حرفي به خواهرم ميزنن و خواهرم شكايت ميكنه ميگه عزيزم اونا قديمي فكر ميكنن يا هر كسي درك خودشو داره.تو كه مثل اونا نيستي وميخواي خوب زندگي كني.بهتره بزاري هر كس هرطور ميخواد فكر كنه يا حرف بزنه.تو جوابشونو نده.ما كاري رو ميكنيم كه به صلاحمونه.مهم اينه كه ما با هم خوشبختيم.مگه ما چقدر زندگي ميكنيم.آدمايي كه خيلي براشون حرف ديگران مهمه به سختي زندگي ميكنن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)