سلام دوست عزیز
من کوچک تر از اونم که بگم چه کار درسته یا کارت اشتباهه واین کارو بکن فقط میخوام از تجربه خودم برات بگم
داستان شما واون خانوم هم تقریباً مثل داستان من ودوستمه سعی می کنم جوری بنویسم خسته نشی وتا آخر بخوونی فقط خواهش می کنم بدون قیاس کردن وجبهه گرفتن بخوونی
اول بذار یه کم از خودم واون بگم من یه دختر 19 ساله بودم و اون یه پسر 22 ساله، تقریباً تو مایه های سن شما،من یه دختر شروشلوغ که کل کل کردن با دختر وپسر جزء تفریحاتم بود جوری که اگر یه پسرو ضایع نمی کردم روزم شب نمیشد ولی هیچ وقت به هیچ پسری علاقه نداشتم تا اینکه تو فروم دانشگاهمون با یه پسری آشنا شدم که به نظرم با پسرای اطرافم فرق داشت پسری مؤدب واتو کشیده ومذهبی با اطلاعات عمومی بالا، دفعه اول به خاطر طرز حرف زدنم تو فروم بهم گیر داد آخه من خیلی پاستوریزه حرف نمی زنم واصلاً بیانم طنز تلخه نمی دونم چرا کم کم ازش خوشم اومد و بهش درخواست دوستی دادم کاری که برای دوستام هضمش سخت بود واون باکلی شرط وناز قبول کرد فروم ماهم مثل این فروم امکان چت نداشت وبرای همین برای هم پیام میذاشتیم گذشت تا کاربه جایی رسید که پسری که حتی از مفرد نوشتن اکراه داشت بهم ابراز علاقه کرد ما هردو تو یه دانشگاه درس می خووندیم ولی هیچ وقت همدیگرو ندیده بودیم یعنی اون نخواست چون عقیده داشت(وهمین طورمن)که کارمون اشتباهه دیگه بیشتر از این جلو نریم.ما هم از لحاظ عقیده خیلی به هم نزدیک بودیم هم از لحاظ خانواده،وقتی عکسشو دیدم خیلی خوشم نیومد ولی چون دوستش داشتم برام مهم نبود تا اینکه قضیه ما لو رفت وتصمیم گرفتیم برای همیشه از هم جدا شیم چون اون برای ازدواج آماده نبود(مشکلات کارودرس...) وادامه این رابطه رو وخیم شدن اوضاع می دونست من هم قبول کردم چون به نظرم حرف درستی بود البته شاید این حرف به نظر خیلی ها مسخره بیاد ولی هر دو ما از کارمون در عذاب وجدان به سر می بردیم ولی جرأت نداشتیم که مسئله جدایی رو پیش بکشیم حالا که دقت می کنم چقدر اون موقع ها عوض شده بودم دیگه از شر و شور افتاده بودم همه هم وغمم این شده بود که اونو ناراحت نکنم اصلاً رفتارم جوری شده بود که اون دوست داشت اونم همین جور سعی می کرد دیگه بچه پاستوریزه نباشه حتی با اصرارای من حاضر شد عکسشو نشون بده ومنو ببینه اون موقع ها فکر می کردم چقدر آدمی با اخلاقیات متفاوت از خودم موجود جالبیه ولی حالا می بینم نه من خیلی جو زده بودم اون به خاطر من ازبعضی از رفتاراش دست برداشت وخیلی کارا رو انجام داد ولی بعد از مدتی از جدایی مون همون آدم قبلی شدم ما هیچ وقت به هم دروغ نگفتیم ولی در اصل داشتیم خودمونو با سلیقه طرفمون مطابقت می دادیم آدمی باید خودش بخواد تغییر کنه اینکه به خاطر دیگری عوض بشه(این خوبه ولی چون از روی احساساته بعد از مدتی دوباره به همون وضع بر می گرده) من به خاطر اون قرآن خوون شدم قبل از اون هم این کارو می کردم ولی بعد از مدتی رها می کردم این بار هم بعد ازجدایی از اون رها کردم شما هم اگر به نماز خووندن عقیده پیدا کردی خوشحال باش وگرنه اگر به خاطر اون خانومه گذراست تجربه من تلخه ولی واقعیته اون موقع ها اگر کسی این حرفا رو به من می زد در مقابلش جبهه می گرفتم که نه قضیه من واون با بقیه فرق داره ولی حالا می بینم واقعیت مشترک بین دوستی های اینترنتی اینه که ما برای حس اعتماد وعلاقه خیلی حرف ها رو می زنیم(نه برای فریب دادن طرف مقابلمون) وچون پشت مانیتور خیلی از رفتارامون مثل عصبانیت وبدخلقی وبی حوصلگی مون پیدا نیست جذاب هستیم وهمدیگرو به جای اینکه خاکستری ببینیم سفید می بینیم
یه دوستی داشتم که اهل رفاقت با جنس مخالف همه جوره بود می گفت:رابطه دختروپسر چند مرحله داره اول دوستی، دوم عادت ، سوم دوست داشتنه وآخر شیدایی(جنون) وچیزی به نام عشق توش وجود نداره
یه پیشنهاد دارم که ببینی اون خانوم به شما عادت کرده یا دوستت داره اینکه بهش بگی اگر شما رو دوست داره یک ماه دیگه هیچ رابطه ایی باهم نداشته باشید اگرقبول کرد و توونست نشون میده شما رو دوست داره ولی اگر نتوونست این دیگه بر می گرده به استخوون درد اعتیاد به شما وهمچنین خودتون هم می توونید با این آزمایش علاقه خودتونو بسنجید چرا که اگرصرفاً عادت باشه خیلی زود(بعد از ازدواج) از بین میره واگر علاقه باشه تشدید میشه
برادر خوبم اگر کارما درست بود خدا اونو نهی نمی کرد وعذاب سختی براش نمیذاشت ولی می دونم که کنار گذاشتنش خیلی کار سختیه ما بعد از این همه مدت با وجود اینکه رابطه مون در حد یه پیام در طول دو سه ماه هست هنوز همدیگرو دوست داریم ولی دیگه به ازدواج بدون شناخت بیشتر ورودر رو فکر نمی کنیم اون خانم بزرگ شده اون خانواده با فرهنگ وآداب خاص خودشون هست اگر فاصله ای بین خانواده هاتون حس می کنید این تفاوت ها بعدها در زندگی مشترک خودشو نشون میده پس بپا که خیلی زود دیر نشه
واینم بدونید دل دخترا قبرستونه هرکی بیاد توش دیگه بیرون نمیره ودخترا برخلاف پسرا نمی توونن هم به یه مسئله عاطفی فکر کنن وهم درس بخووننمواظب باشید که مانع پیشرفتش نشید
ببخشید پرحرفی کردم اگر کمکی ازم بربیاد کوتاهی نمی کنم
امیدوارم پیروز وموفق باشید![]()









مواظب باشید که مانع پیشرفتش نشید

علاقه مندی ها (Bookmarks)