به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 59

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام مهرااد عزيز.
    من هيچوقت واسه يك آقا لفظ عزيزم به كار نميبرم.
    بهتره اولين پست اون تاپيكو بخوني تا متوجه بشي.دختر32ساله بودن.
    واي خداي من.جانماز آبكش نيستم اما خوبه كه گفتي چه فكري كردي مهرااد جون.
    من بخشيدمش.چرا باورت نميشه؟اما با ديدنش ويه سري مسائل كه مامانم داره برادرشو سر لج ميندازه اين خوابو ديدم.

    مهرااد عزيز.
    شايد هيچكس حرف منو متوجه نميشه اما روابطم با دوستام عاليه.من آدمي هستم كه اگر دوست بي ادب يا آدمي كه شوخيهاي بيجا وبي احترامي بكنه رو نميتونم كنارم به عنوان يك دوست قبول كنم.خيلي زود رابطمو قطع ميكنم.پس مطمئن باش دوستي ورابطه دوستي وفاميلي تازماني براي من وجود داره كه اين چيزا توش نباشه.اتفاقادوستيهاي5ساله و10 ساله دارم وهر دوطرف از هم راضي هستيم.ماحرف ميزنيم ودرد دل ميكنيم اما از راز دلم فقط خدا خبر داره وبچه هاي اين تالار.
    البته دوست داشتم حتي اين حرفارو اينجا هم نگم.

    ميدونم با وجود حرفايي كه درمورد فقط خدازدم كمتر اين حرفو باور ميكنيد اما بايد بگم.مثل همه حرفايي كه گفتم.
    ميشل عزيز تنها كسي بود كه تو اين تالار ميشناختم.اولين بار ايشون به من پيشنهاد داد حرفامو بگم واز بچه ها كمك بگيرم.
    هر وقت چيزي مينوشتم اون بود كه اينجا هميشه جوابمو ميداد.يادم نيست از كجا ديگه حرف همو نفهميديم.
    بعد از اون فقط خدا اومد ومن فكر ميكردم ايشون دخترن.خوشحال شدم كسي هست كه نام خداروتونام كاربريش گذاشته ومن باهاش راحتم.وقتي فهميدم پسرن شوكه شدم.اما هر وقت نوشتم تنها كسي كه پيگيري كرد ودرك كرد ايشون بود.
    هيچكس نفهميد من ميخوام فقط درد دل كنم تا خالي بشم.فقط راهكار دادن كه از همه ممنونم كه به فكرم بودن وهستن.
    بعد از ايشون ريحانه عزيزم اومد كه باتمام كمكهايي كه به من كرد خودش شرايط سختي داشت ونميتونست دائم فكرشو مشغول من كنه.وفكر ميكرد من از حرفاش ناراحت ميشم.

    از همه دوستان گل ونازنينم كه زحمت كشيدن وراهكار دادن ممنونم.

    همون اول يكي دونفر گفتن چون فقط خدا آقاست شما باهاش حرف ميزني.
    اما خدا خودش بهتر ميدونه من تازه به اين موضوع رسيدم وشك كردم ويك تاپيك زدم كه خوشحالم اسم فقط خدارو نميبينم.

    منظور من شخص فقط خدا نبود.من نه پيام خصصي دارم ونه ميخوام داشته باشم.اون تاپيكو زدم تا فقط خدا هم بدونن با توجه به احساسي كه جديدن حس ميكنم نبايد بيشتر تو تاپيكهام ببينمشون.چون اگر مستقيم ميگفتم هزارتا حرف ديگه ميشنيدم.
    من منكر احساس به جنس مخالف نيستم.اگر بودم با پسراي دانشگاهمون مشكلي نداشتم وميرفتم ازشون خصوصي درس ميگرفتم.
    من خودمو شناختم ونميخوام خودم يا ديگران به گناهي آلوده بشيم.
    ميدونم ايشون هم منو درك ميكنن وبا توجه به شناخت كوچيك ومحدودي كه دارم از حرفم دلخور نشدن.
    اين آخرين باري بود كه از فقط خدا حرفي ميزنم.

    اميدوارم هر كجا كه هستن موفق باشن وپيروز.


    مهرااد عزيزم اگر تو اين تاپيك هم احساسمو گفتم فقط واسه اين بود كه بدوني حرف تو درست بوده وبا هم بحث نكنيد.

    در پايان ازت خيييييييللللللليي متشكرم كه به فكر من هستي.


    - - - Updated - - -

    سلام مهرااد عزيز.
    من هيچوقت واسه يك آقا لفظ عزيزم به كار نميبرم.
    بهتره اولين پست اون تاپيكو بخوني تا متوجه بشي.دختر32ساله بودن.
    واي خداي من.جانماز آبكش نيستم اما خوبه كه گفتي چه فكري كردي مهرااد جون.
    من بخشيدمش.چرا باورت نميشه؟اما با ديدنش ويه سري مسائل كه مامانم داره برادرشو سر لج ميندازه اين خوابو ديدم.

    مهرااد عزيز.
    شايد هيچكس حرف منو متوجه نميشه اما روابطم با دوستام عاليه.من آدمي هستم كه اگر دوست بي ادب يا آدمي كه شوخيهاي بيجا وبي احترامي بكنه رو نميتونم كنارم به عنوان يك دوست قبول كنم.خيلي زود رابطمو قطع ميكنم.پس مطمئن باش دوستي ورابطه دوستي وفاميلي تازماني براي من وجود داره كه اين چيزا توش نباشه.اتفاقادوستيهاي5ساله و10 ساله دارم وهر دوطرف از هم راضي هستيم.ماحرف ميزنيم ودرد دل ميكنيم اما از راز دلم فقط خدا خبر داره وبچه هاي اين تالار.
    البته دوست داشتم حتي اين حرفارو اينجا هم نگم.

    ميدونم با وجود حرفايي كه درمورد فقط خدازدم كمتر اين حرفو باور ميكنيد اما بايد بگم.مثل همه حرفايي كه گفتم.
    ميشل عزيز تنها كسي بود كه تو اين تالار ميشناختم.اولين بار ايشون به من پيشنهاد داد حرفامو بگم واز بچه ها كمك بگيرم.
    هر وقت چيزي مينوشتم اون بود كه اينجا هميشه جوابمو ميداد.يادم نيست از كجا ديگه حرف همو نفهميديم.
    بعد از اون فقط خدا اومد ومن فكر ميكردم ايشون دخترن.خوشحال شدم كسي هست كه نام خداروتونام كاربريش گذاشته ومن باهاش راحتم.وقتي فهميدم پسرن شوكه شدم.اما هر وقت نوشتم تنها كسي كه پيگيري كرد ودرك كرد ايشون بود.
    هيچكس نفهميد من ميخوام فقط درد دل كنم تا خالي بشم.فقط راهكار دادن كه از همه ممنونم كه به فكرم بودن وهستن.
    بعد از ايشون ريحانه عزيزم اومد كه باتمام كمكهايي كه به من كرد خودش شرايط سختي داشت ونميتونست دائم فكرشو مشغول من كنه.وفكر ميكرد من از حرفاش ناراحت ميشم.

    از همه دوستان گل ونازنينم كه زحمت كشيدن وراهكار دادن ممنونم.

    همون اول يكي دونفر گفتن چون فقط خدا آقاست شما باهاش حرف ميزني.
    اما خدا خودش بهتر ميدونه من تازه به اين موضوع رسيدم وشك كردم ويك تاپيك زدم كه خوشحالم اسم فقط خدارو نميبينم.

    منظور من شخص فقط خدا نبود.من نه پيام خصصي دارم ونه ميخوام داشته باشم.اون تاپيكو زدم تا فقط خدا هم بدونن با توجه به احساسي كه جديدن حس ميكنم نبايد بيشتر تو تاپيكهام ببينمشون.چون اگر مستقيم ميگفتم هزارتا حرف ديگه ميشنيدم.
    من منكر احساس به جنس مخالف نيستم.اگر بودم با پسراي دانشگاهمون مشكلي نداشتم وميرفتم ازشون خصوصي درس ميگرفتم.
    من خودمو شناختم ونميخوام خودم يا ديگران به گناهي آلوده بشيم.
    ميدونم ايشون هم منو درك ميكنن وبا توجه به شناخت كوچيك ومحدودي كه دارم از حرفم دلخور نشدن.
    اين آخرين باري بود كه از فقط خدا حرفي ميزنم.

    اميدوارم هر كجا كه هستن موفق باشن وپيروز.


    مهرااد عزيزم اگر تو اين تاپيك هم احساسمو گفتم فقط واسه اين بود كه بدوني حرف تو درست بوده وبا هم بحث نكنيد.

    در پايان ازت خيييييييللللللليي متشكرم كه به فكر من هستي.


    - - - Updated - - -

    در مورد خانوم داييم بايد بگم اون خيلي منو دوست داره ومنو محرم اسرارش ميدونه.همه ميدونن من به هيچكس حسادت نميكنم.تو ذاتم نيست.

    - - - Updated - - -

    تازگي به اين فكر افتادم يك تاپيك بزنم بنويسم ورود آقايان ممنوع.

  2. 2 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (شنبه 16 شهریور 92), نگاه (شنبه 16 شهریور 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اوراکا ... اوراکا: من، اكنون و اينجا تغيير مي كنم.
    توسط بالهای صداقت در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 دی 89, 12:09
  2. چرا تغيير نمي كنيم؟
    توسط Niloo55 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 23 بهمن 88, 16:24
  3. کمک درتغيير روش
    توسط نگين در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 17 خرداد 87, 19:31
  4. +آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 10 اسفند 86, 20:52
  5. آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 اسفند 86, 08:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.