به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 59

Threaded View

  1. #21
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    [QUOTE=faghat-KHODA;293229]سلام
    سلام
    میدونم.به قول مهرااد گرامی اینم از ضعف سیستم نوشتاریه دیگه.خوشحالم که بودنم ازارتون نمیده.

    اون شب من خیلی تعجب کرده بودم.اولش خندم گرفت.گفتم حتما شوخیه.اما وقتی پستتون رو خوندم.نمیدونم حس اون شب رو چطور بیان کنم.میبینید به جز شمنا افراد دیگری هم هستن که نمیتونن با نوشتن حسشون رو بیان کنن.شما یه پست گذاشته بودی.من 3 تا .بقیش اصلا یادم نمیاد.اسم بچه هایی که پست گذاشتن.نوشته هاشون.یادمه دومین پست رو که گذاشتم سیستم رو خاموش کردم و رفتم.اما بنا به دلیلی مجدد برگشتم و یه پست اضافه کردم.مجموعا شدن 7 یا 8 پست.منم فرصت نکردم پست دیگران و احتمالا پستهای جوابیه شما رو بخونم.فرداش که اومده بودم منفجر شده بود.
    كاش ميزاشتن همونجا به نتيجه برسم.اما شايد كسي حرف ناجوري گفته كه مثل يك مين خنثي كردن.

    اینکه تو این محیط ادمها حرف همدیگر رو صد در صد بفهمن عجیبه.اگه کسی بتونه فقط 60 یا 50 درصد ما رو درک کنه عالیه به نظرم.اتفاقا همیشه یکی از دلایل پست گذاشتنم براتون این بود که فکر میکردم حرفاتون رو خوب درک می کنم.چه جوری بگم مثل کسی که انگار سالهاست میشناختمش.فکر کنممن از اونجا نفهمیدم چی می گید که ابهامات و تناقضات زیاد شد.
    یه سوال از خودتون می پرسم.جوابش رو هم نمیخواد به من بدید.شما برای یه یه نفر پستهای زیادی میذارید و صاحب تاپیک هم در پستهای بعدی از شما تشکر میکنه،لایک میکنه. اما یهومی بینید که همون دوست یه تاپیک زده و ....ایا دچار بهت نمی شید ؟ ایا فکر نمی کنید تمام تفکرات قبلیتون چیزی جز اشتباه نبوده ؟اولش چرا اما اگر تا حدودي از حرفاش متوجه شده باشم كه دروغگو نيست بهش فرصت ميدم خودش بفهمه چي تو ذهنشه واينقدر سردر گم نباشه.
    اما رفتار شما تو اون شرايط خيلي بهتر از خودم بود.اگر تو محيط اينجا اخلاق شما رو نميدونستم كه صبوريد اصلا اون حرفارو نميزدم.


    منم دیدم نسبت به سابق یه جورایی عوض شده.فکر می کنم تو خیلی مسائل فرقی بین دنیای مجازی و واقعی نیست.درسته.

    این مشکل بخش اعظم جامعه ماست.تو کمتر خونواده ای می بینید که بچه ها بتونن(یاد گرفته باشن) به بزرگترهاشون در مورد احساساتشون بگن.کمک بخوان.واسه همین تو اون تاپیک ازتون خواستم که اون تاپیک رو حتما به سر انجام برسونید.به چند دلیل.یکی اینکه مطمئن بودم بواسطه اون تاپیک من و شما رو تحلیل می کنن(بخصوص شما) و احساساتی رو به ما نسبت میدن که واقعیت نداره.دلیل دیگر هم این بود که این احساستون به طور صحیح شناساسیی بشه.ریشه یابی بشه.خب منم ميخواستم همينطور بشه.اما همه دختر32ساله اي رو ديدن كه ازش اون احساس كه خودشم دنبال يك اسم خوب وراه حل خوب واسش بود ديده شده.شايد اون فقط يك احساس زود گذر بود كه واقعا همينطور بود.
    اينجا هممون گاهي يادمون ميره يكي ميخواد كمك بگيره.


    از يه چيزي خيلي بدم مياد"اينكه وقتي كسي حرفي ميزنه بعضيا كاسه داغتر از آش ميشن "
    در مورد استادم هم اينو تجربه كردم.كلي تمرين باروشها ي مختلف واسش فرستادم تا ميانترم كامل بگيرم اما آقا اونقد سرش شلوغ بود كه تمرينامو نديده بود اونوقت هيچ نمره ميانترمي نداد.
    گفت تمرينات ارور داده.در صورتي كه با بچه هاي سايتمون كلي امتحان كرده بودم واونجا هم تاييد شده بود.
    اونوقت چند تا از بچه ها كه خودشون يه جوري ازش نمره گرفته بودن (اوناپسر بودن)گفتن نه امكان نداره استاد اشتباه كنه.تازه آقا با كمال پررويي گفت اگر دوست داشتم يه نگاه ميندازم.
    البته پايان ترم نمره هيچكسو ردنكرده بود.اونوقت هيچكس
    جرات نداشت بگه استاد خوبه يا بده.

    هممون فقط ياد داريم قضاوت كنيم.خودمم همينطور.



    میشه دل بست.اما باید توان دل کندن هم داشت.دلیلشم مشخصه.هیچ چیز این دنیا همیشگی نیست.
    مساله اينه كه اگر نشه به هيچكس اعتماد كرد پس اونطوري اصلا نميشه ازدواج كرد.جدا شدن براثر عوامل طبيعي فرق داره.


    نمیدونم منظورتون از سوء برداشت چی بوده اما منم حس میکنم شما هم جاهایی دچارسوء برداشت شدید.خب معلومه چون منو انسانم.

    با تمام این تفاسیر من هرگز باور نکردم که شما به من حسی دارید.علیرغم پست مهرااد و تایید شما.اینکه گفتم دل نبندید برای امروز و تو این سایت نبود.برای دنیای واقعیتون بود و ادمای دور و برتون.
    ممنون از يادآوريتون.من كه گفتم واسه همين با جنس مخالف مگر درشرايط خاص ارتباط برقرار نميكنم.
    بازهم تاکید دارم که این تفکر اشتباه در مورد حس به خودم رو من هرگز باور نکردم و نمی کنم.

    ولی بابت یه چیز دلم میسوزه.به نظرم احساس شما به من هر چیزی بود به جز اونی که مهرااد گفت.نمیدونم شاید یه همراه.یه همصحبت.یه هم دل.ولی قطعا نه اون چیزی که مهرااد گفت.خداروشكر كه بالاخره شما فهميديد چي گفتم ومنظورم از اون تاپيك چي بود.

    قطعا اینطور نبود.من مطمئنم حق مطلب ادا نشد.و دلم میسوزه حرفهایی زده شد که درست نبود.
    فقط نفهمیدم منظورتون از پستهای اخیرم چی بود؟؟؟بهتره حرفي در اينمورد نزنم چون باز هم نميدونم چطور بگم.

    فکر کنم مشکل هم همینجا بود.همیشه سعی کردم باشم.در حالی که تاثیری نمیذاشتم.اگه ذره ای یقین داشتم که بودنم مفیده قطعا بازم در خدمتتون بودم.شك نكنيد خيلي خيلي كمكم كرديد امابهتره ديگه واسه من پستي نزاريد.باز حرفا شروع ميشه ومن نميخوام مورد اتهام قرار بگيرم.
    من خودمو عادت دادم كه احساس خوب وبدمو ميگم اما از اين به بعد حتما اسم احساسمم ياد ميگيرم وبعد ميگم.
    تو دانشگاه يا هر جاي ديگه يا درمورد دوستامم هيچوقت حرفي كه دوست ندارمو يا مطمئن نيستمو تاييد نميكنم.وسعي ميكنم حرف دلمو بگم تادروغ نگفته باشم.


    تو این محیط و با این شرایط شناخت خیلی سخته.اگر هم تا حالا حرف همدیگر رو فهمیدیم به خاطر شباهتهای احتمالی در شخصیتمون بوده که اونم هرگز صد در صد میسر نمیشه.
    وگرنه هر دومون همون ادمیم.چطور آدمي؟

    به نظر من ادمیزاد اگه تو این دنیا کاری ازش بر بیاد و نکنه مسئوله.این نظر شخصیمه.در مورد شما هم فکر میکردم دارم کمک می کنم.و گرنه ... .
    كمك كرديد.

    ان شاءالله هرگز به هیچ بنده ای نیازی نداشته باشید و خودش راهگشا باشه براتون.اما خدا کارهاش رو با وسیله انجام میده.باید از این وسایل بهره برد.هر یک از این دوستان میتونن وسیله رهایی شما از مشکلاتتون باشن.خودم ميدونم.

    ولی مطمئن باشید خیلی ها دوست دارن بیان و به من و شما کمک کنن.بدون منت.با کمال میل و افتخار.پس کاری نکنیم که احساس بیهودگی کنن و برن.من از هركس كه تا الان هر طور تونسته كمكم كرده نهايت سپاسگذاري رو دارم.منظورم اين نبود كه محبت كسي روفراموش كردم.حداقل شما خودتون بارها گفتين اينقدر زيادي تشكر نكن.

    نمیدونم.شاید یه مدت برم مرخصی تا تالار قدرمو بدونههمه بيشتر از من قدرتونو ميدونن چون ميدونم وديدم به خيلياخيلي كمك كردين.
    فقط تنها چیزی که الان میدونم اینه که دیگه نمیخوام واسه کسی پست بذارم.

    انشاءالله شما هم به زودی از دست پست های من خلاص میشید.فقط امیدوارم سوالی یا ابهامی پیش نیاد که ناچار به جواب گویی بشم.لطفا این رو به حساب هر چی میخوای بذاری بذار جز منت گذاشتن و کلاس گذاشتن و ایجور حرفها.من شمارو اينطور نشناختم شما منتي نميزاريد.

    تا حالا براتون باکمال میل و افتخار دهها پست گذاشتم.اينو بارها گفتيد وازتون ممنونم.

    اما میخوام تو چند جمله چکیدش رو براتون بگم.

    با خودتون مهربون تر اشید.زندگی رو اینقدر سخت نگیرید و از همه مهمتر گذشته رو به دست گذشته بسپارید.بازم ممنون به خاطر همه چیز.از من ممنونيد؟شما به من كمك كرديد.
    امیدوارم هر چه زودتر شرایط شما واسه یه ازدواج موفق و یه زندگی شاد و پر از محبت که بتونید احساسات پاک و زیباتون رو توش بدون ترس از انتقاد خرج کنید،فراهم بشه.ممنونم.

    - - - Updated - - -

    [QUOTE=faghat-KHODA;293229]سلام
    سلام
    میدونم.به قول مهرااد گرامی اینم از ضعف سیستم نوشتاریه دیگه.خوشحالم که بودنم ازارتون نمیده.

    اون شب من خیلی تعجب کرده بودم.اولش خندم گرفت.گفتم حتما شوخیه.اما وقتی پستتون رو خوندم.نمیدونم حس اون شب رو چطور بیان کنم.میبینید به جز شمنا افراد دیگری هم هستن که نمیتونن با نوشتن حسشون رو بیان کنن.شما یه پست گذاشته بودی.من 3 تا .بقیش اصلا یادم نمیاد.اسم بچه هایی که پست گذاشتن.نوشته هاشون.یادمه دومین پست رو که گذاشتم سیستم رو خاموش کردم و رفتم.اما بنا به دلیلی مجدد برگشتم و یه پست اضافه کردم.مجموعا شدن 7 یا 8 پست.منم فرصت نکردم پست دیگران و احتمالا پستهای جوابیه شما رو بخونم.فرداش که اومده بودم منفجر شده بود.
    كاش ميزاشتن همونجا به نتيجه برسم.اما شايد كسي حرف ناجوري گفته كه مثل يك مين خنثي كردن.

    اینکه تو این محیط ادمها حرف همدیگر رو صد در صد بفهمن عجیبه.اگه کسی بتونه فقط 60 یا 50 درصد ما رو درک کنه عالیه به نظرم.اتفاقا همیشه یکی از دلایل پست گذاشتنم براتون این بود که فکر میکردم حرفاتون رو خوب درک می کنم.چه جوری بگم مثل کسی که انگار سالهاست میشناختمش.فکر کنممن از اونجا نفهمیدم چی می گید که ابهامات و تناقضات زیاد شد.
    یه سوال از خودتون می پرسم.جوابش رو هم نمیخواد به من بدید.شما برای یه یه نفر پستهای زیادی میذارید و صاحب تاپیک هم در پستهای بعدی از شما تشکر میکنه،لایک میکنه. اما یهومی بینید که همون دوست یه تاپیک زده و ....ایا دچار بهت نمی شید ؟ ایا فکر نمی کنید تمام تفکرات قبلیتون چیزی جز اشتباه نبوده ؟اولش چرا اما اگر تا حدودي از حرفاش متوجه شده باشم كه دروغگو نيست بهش فرصت ميدم خودش بفهمه چي تو ذهنشه واينقدر سردر گم نباشه.
    اما رفتار شما تو اون شرايط خيلي بهتر از خودم بود.اگر تو محيط اينجا اخلاق شما رو نميدونستم كه صبوريد اصلا اون حرفارو نميزدم.


    منم دیدم نسبت به سابق یه جورایی عوض شده.فکر می کنم تو خیلی مسائل فرقی بین دنیای مجازی و واقعی نیست.درسته.

    این مشکل بخش اعظم جامعه ماست.تو کمتر خونواده ای می بینید که بچه ها بتونن(یاد گرفته باشن) به بزرگترهاشون در مورد احساساتشون بگن.کمک بخوان.واسه همین تو اون تاپیک ازتون خواستم که اون تاپیک رو حتما به سر انجام برسونید.به چند دلیل.یکی اینکه مطمئن بودم بواسطه اون تاپیک من و شما رو تحلیل می کنن(بخصوص شما) و احساساتی رو به ما نسبت میدن که واقعیت نداره.دلیل دیگر هم این بود که این احساستون به طور صحیح شناساسیی بشه.ریشه یابی بشه.خب منم ميخواستم همينطور بشه.اما همه دختر32ساله اي رو ديدن كه ازش اون احساس كه خودشم دنبال يك اسم خوب وراه حل خوب واسش بود ديده شده.شايد اون فقط يك احساس زود گذر بود كه واقعا همينطور بود.
    اينجا هممون گاهي يادمون ميره يكي ميخواد كمك بگيره.


    از يه چيزي خيلي بدم مياد"اينكه وقتي كسي حرفي ميزنه بعضيا كاسه داغتر از آش ميشن "
    در مورد استادم هم اينو تجربه كردم.كلي تمرين باروشها ي مختلف واسش فرستادم تا ميانترم كامل بگيرم اما آقا اونقد سرش شلوغ بود كه تمرينامو نديده بود اونوقت هيچ نمره ميانترمي نداد.
    گفت تمرينات ارور داده.در صورتي كه با بچه هاي سايتمون كلي امتحان كرده بودم واونجا هم تاييد شده بود.
    اونوقت چند تا از بچه ها كه خودشون يه جوري ازش نمره گرفته بودن (اوناپسر بودن)گفتن نه امكان نداره استاد اشتباه كنه.تازه آقا با كمال پررويي گفت اگر دوست داشتم يه نگاه ميندازم.
    البته پايان ترم نمره هيچكسو ردنكرده بود.اونوقت هيچكس
    جرات نداشت بگه استاد خوبه يا بده.

    هممون فقط ياد داريم قضاوت كنيم.خودمم همينطور.



    میشه دل بست.اما باید توان دل کندن هم داشت.دلیلشم مشخصه.هیچ چیز این دنیا همیشگی نیست.
    مساله اينه كه اگر نشه به هيچكس اعتماد كرد پس اونطوري اصلا نميشه ازدواج كرد.جدا شدن براثر عوامل طبيعي فرق داره.


    نمیدونم منظورتون از سوء برداشت چی بوده اما منم حس میکنم شما هم جاهایی دچارسوء برداشت شدید.خب معلومه چون منو انسانم.

    با تمام این تفاسیر من هرگز باور نکردم که شما به من حسی دارید.علیرغم پست مهرااد و تایید شما.اینکه گفتم دل نبندید برای امروز و تو این سایت نبود.برای دنیای واقعیتون بود و ادمای دور و برتون.
    ممنون از يادآوريتون.من كه گفتم واسه همين با جنس مخالف مگر درشرايط خاص ارتباط برقرار نميكنم.
    بازهم تاکید دارم که این تفکر اشتباه در مورد حس به خودم رو من هرگز باور نکردم و نمی کنم.

    ولی بابت یه چیز دلم میسوزه.به نظرم احساس شما به من هر چیزی بود به جز اونی که مهرااد گفت.نمیدونم شاید یه همراه.یه همصحبت.یه هم دل.ولی قطعا نه اون چیزی که مهرااد گفت.خداروشكر كه بالاخره شما فهميديد چي گفتم ومنظورم از اون تاپيك چي بود.

    قطعا اینطور نبود.من مطمئنم حق مطلب ادا نشد.و دلم میسوزه حرفهایی زده شد که درست نبود.
    فقط نفهمیدم منظورتون از پستهای اخیرم چی بود؟؟؟بهتره حرفي در اينمورد نزنم چون باز هم نميدونم چطور بگم.

    فکر کنم مشکل هم همینجا بود.همیشه سعی کردم باشم.در حالی که تاثیری نمیذاشتم.اگه ذره ای یقین داشتم که بودنم مفیده قطعا بازم در خدمتتون بودم.شك نكنيد خيلي خيلي كمكم كرديد امابهتره ديگه واسه من پستي نزاريد.باز حرفا شروع ميشه ومن نميخوام مورد اتهام قرار بگيرم.
    من خودمو عادت دادم كه احساس خوب وبدمو ميگم اما از اين به بعد حتما اسم احساسمم ياد ميگيرم وبعد ميگم.
    تو دانشگاه يا هر جاي ديگه يا درمورد دوستامم هيچوقت حرفي كه دوست ندارمو يا مطمئن نيستمو تاييد نميكنم.وسعي ميكنم حرف دلمو بگم تادروغ نگفته باشم.


    تو این محیط و با این شرایط شناخت خیلی سخته.اگر هم تا حالا حرف همدیگر رو فهمیدیم به خاطر شباهتهای احتمالی در شخصیتمون بوده که اونم هرگز صد در صد میسر نمیشه.
    وگرنه هر دومون همون ادمیم.چطور آدمي؟

    به نظر من ادمیزاد اگه تو این دنیا کاری ازش بر بیاد و نکنه مسئوله.این نظر شخصیمه.در مورد شما هم فکر میکردم دارم کمک می کنم.و گرنه ... .
    كمك كرديد.

    ان شاءالله هرگز به هیچ بنده ای نیازی نداشته باشید و خودش راهگشا باشه براتون.اما خدا کارهاش رو با وسیله انجام میده.باید از این وسایل بهره برد.هر یک از این دوستان میتونن وسیله رهایی شما از مشکلاتتون باشن.خودم ميدونم.

    ولی مطمئن باشید خیلی ها دوست دارن بیان و به من و شما کمک کنن.بدون منت.با کمال میل و افتخار.پس کاری نکنیم که احساس بیهودگی کنن و برن.من از هركس كه تا الان هر طور تونسته كمكم كرده نهايت سپاسگذاري رو دارم.منظورم اين نبود كه محبت كسي روفراموش كردم.حداقل شما خودتون بارها گفتين اينقدر زيادي تشكر نكن.

    نمیدونم.شاید یه مدت برم مرخصی تا تالار قدرمو بدونههمه بيشتر از من قدرتونو ميدونن چون ميدونم وديدم به خيلياخيلي كمك كردين.
    فقط تنها چیزی که الان میدونم اینه که دیگه نمیخوام واسه کسی پست بذارم.

    انشاءالله شما هم به زودی از دست پست های من خلاص میشید.فقط امیدوارم سوالی یا ابهامی پیش نیاد که ناچار به جواب گویی بشم.لطفا این رو به حساب هر چی میخوای بذاری بذار جز منت گذاشتن و کلاس گذاشتن و ایجور حرفها.من شمارو اينطور نشناختم شما منتي نميزاريد.

    تا حالا براتون باکمال میل و افتخار دهها پست گذاشتم.اينو بارها گفتيد وازتون ممنونم.

    اما میخوام تو چند جمله چکیدش رو براتون بگم.

    با خودتون مهربون تر اشید.زندگی رو اینقدر سخت نگیرید و از همه مهمتر گذشته رو به دست گذشته بسپارید.بازم ممنون به خاطر همه چیز.از من ممنونيد؟شما به من كمك كرديد.
    امیدوارم هر چه زودتر شرایط شما واسه یه ازدواج موفق و یه زندگی شاد و پر از محبت که بتونید احساسات پاک و زیباتون رو توش بدون ترس از انتقاد خرج کنید،فراهم بشه.ممنونم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (دوشنبه 18 شهریور 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اوراکا ... اوراکا: من، اكنون و اينجا تغيير مي كنم.
    توسط بالهای صداقت در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 دی 89, 12:09
  2. چرا تغيير نمي كنيم؟
    توسط Niloo55 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 23 بهمن 88, 16:24
  3. کمک درتغيير روش
    توسط نگين در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 17 خرداد 87, 19:31
  4. +آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 10 اسفند 86, 20:52
  5. آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 اسفند 86, 08:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.