
نوشته اصلی توسط
نوپو
به نظر من با توجه به گفته خودتان که از وقتی پدرتان رفته است بهتر شده اید ، بهتر است فقط در حد کمک به پدر و انجام وظایف فرزندی با پدرتان ارتباط داشته باشید. یعنی در مورد مسایل زندگی تان ، احساسات ، عقاید ، و کلا هیچ چیز دیگری با او صحبتی نکنید و اجازه ندهید اوضاع طوری پیش برود که حرف دیگری به جز کمک یا سرگرمی بین شما مطرح شود.
من خيلي خيلي كم با پدرم ارتباط دارم.همين كه ميدونم حالش خوبه واسم كافيه.
برای از بین بردن اضطرابی که ریشه در کودکی شما دارد دو رویکرد وجود دارد :
1- پیش مشاور یا روانکاو بروید و با صحبت راجع به زندگی و گذشته خود ریشه یابی دقیق انجام شود و درمان پیشنهاد شود.
2- رویکرد دیگر این است که تکنیک هایی استفاده شود که به جای تمرکز روی ریشه مشکل ، اثر آن و نمود آن را در ذهن آدم ها کمرنگ کرده و در نهایت از بین ببرد.
حالا شما مایلی کدام رویکرد را به کار بگیری؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)