نقل قول نوشته اصلی توسط sobhan13 نمایش پست ها
از کجا میدونی من که دارم این حرفو بهت میگم جای تو نبودم و درکت نمیکنم ؟
نه عاشق شدن ایرادی داره نه ازدواج و نه خاطرخواهی ، خیلی هم خوبه و شیرینه .
همین که فکر میکنی منطقی هستی و تلاشت بر اینه خیلی خوبه اما بدون آدما وقتی دلشون یه چیزی بخواد خیلی راحت واسه خودشون دلیل و منطق میارن و کارشون رو منطقی جلوه میدن تا احساس خوبی داشته باشن .

1- هم سن شما و هم سن دختر ، واسه همچین تصمیمی کمه .

2- بر فرض که در محل زندگی شما سن ازدواج طبق رسم و رسوم پایینه ! اگر اینطور هست و شما واقعا ایشون رو میخوای خب چرا به خانواده نمیگی و رسما نمیری خواستگاری تا تکلیفت معلوم بشه ؟

3- خودت میگی تا 2 سال دیگه امکان ازدواج نداری ! پس چرا میخوای احساسات یه دختر رو هم درگیر کنی وقتی شرایط نیست ؟ بعلاوه این دوسال فقط یک حدس و گمان هست و اصلا معلوم نیست 2 سال دیگه چی میشه !

4- شما که بازم کاره خودتو کردی و 3 بار پیشنهاد دادی ! ولی جواب نگرفتی ، پس دیگه تکلیفت معلومه ! این دختر یا واقعا علاقه ای به شما نداره یا اگرم داره حاضر به این مدل رابطه داشتن نیست ، و باید رسما اقدام کنی .

1-دغدغه من قسمت اول پاراگراف دومته
2-تو قسمت سوم قشنگ جوابشو دادی
3-اینقدر بی سروپا نیستم که دو سال یه دختر رو سرکار بذارم و بعدشم زیرش بزنم
4-آره من تلاش خودمو کردم جا داره بگم که هدف اصلی من این بود که نشونش کنم.
در آخرم باید بگم که سوال اصلی من این بود چطور فراموشش کنم؟ ی بار دیگه بالا رو بخون متوجه میشی.