به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 154

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    ممنونم از پاسخ های دقیقتون.

    آقای sci من احساس عجیبی دارم. (همیشه همینطوری میشه!) احساس می کنم دو نفرم!!

    - یکی یه آدم درست و حسابی، با انگیزه، موفق، باهوش و حتی خوش شانس که کارهای خوبی رو شروع میکنه و معمولا کارهاش خوب پیش میره. احترام دیگران رو بدست میاره و حتی روی دیگران تاثیر میذاره. جرات داره و دوست داره مطرح باشه و تشویق بشه.

    - دومی یه آدم بی عرضه و بی تفاوته که هیچ کاری رو درست انجام نمیده. به هر چی داره قانعه و نمیخواد تلاش کنه. می ترسه و میخواد توی حاشیه باشه. همش فکر می کنه نمیشه، نمی تونه، نباید کاری کرد، صورت مساله رو پاک می کنه ...
    .
    آقای sci من با هر دوی این شخصیت ها زندگی کردم!!
    مجری یه برنامه ی زنده بودم جلوی کلی آدم حرف زدم و انصافا برنامه ی موفقی بود. یا توی انتخابات دبیرستان و دانشگاه شرکت می کردم، تبلیغ می کردم و رای می آوردم! اما خیلی وقتا نمی تونم یه حرف ساده رو بزنم!! نمی تونم جمله بندی کنم! یا منظورم رو درست بگم! یا حتی خجالتی ام! یا صدام خیلی آروم میشه و شنیده نمی شه!!!
    .
    من همیشه کارهای عالی رو که شروع کردم حداقل تا نصفه پیش بردم. اما خیلی هاشون رو به نتیجه نرسوندم. به خصوص کارهای بلندمدت رو. من موفقیت های خوبی توی زندگیم داشتم اما زندگی موفقی ندارم! یعنی سرجمع به هیچ جا نرسیدم!

    وقتی کارهام خوب پیش میره شخصیت دوم من انگار میخواد اولی رو زمین بزنه!! خودم رو سرزنش می کنم.. میگم که تو لیاقتش رو نداری. بسه دیگه! جلوتر نرو! نمی تونی! آدم ها دارند تحملت می کنند ... داری مزاحم دیگران میشی ... داری کسی رو ناراحت میکنی ... اون ها نمی خوان تو باشی و ... خودت برو قبل از اینکه بهت بگن ... مگه تو کی هستی و ...

    آدم دوم هر موفقیت کوچیکی رو بزرگ میکنه، اون رو به خوش شانسی ربط میده و بعد میخواد که دیگه ادامه نداشته باشه!!!


    من حتی به مرور این رو به اطرافیان هم منتقل می کنم! نمیخوام در مورد شما هم اینطوری بشه! نمیخوام ناامیدتون کنم! یا شما رو ناخودآگاه تشویق کنم که بگین بسه ادامه نمیدیم! کافیه! تو نمیتونی!

    من تمرین ها رو شروع کرده ام. و دارم نتیجه می گیرم. با حرف زدن به صورت تکنیک xyz و رعایت حقوق فردی و ... کنار گذاشتن ذهن خوانی و قضاوت کردن... راهنمایی های شما فوق العاده است و می دونم که با کمک این ها حتمن موفق میشم! آرزوی محال من بوده که یه تاپیک مشاوره تخصصی با شما داشته باشم اونم توی همچین شرایطی...شما واقعن بی نظیرید، خیلی هم مهربان و صبور!

    ولی این شخصیت دوم دوباره دست به کار شده. دائم سرزنشم می کنه. مثلا من رو با بهار زندگی مقایسه می کنه! میگه تو نمیتونی پست های خوبی بذاری، سوال های به درد بخور بپرسی، این هایی که خلاصه کردی رو خودت نمی تونی انجام بدی و ... فکر کردی آقای sci چقدر وقت داره مگه ...

    نگرانی، ترس، گفتگوی ذهنی، احساس ناتوان بودن و تحقیر خودم ... حتی فکر می کنم کاش تاپیکی نزده بودم و کمک نمی خواستم!!! من خوب نیستم و لیاقت این که کمکم کنید رو ندارم.

    ضمنن می دونم این که بهم بگین نه تو خوبی و فلان باز هم فایده ای نداره. چون قبلا تجربه اش کردم. احتمالا باز هم تلاش می کنم تا بهتون ثابت کنم خوب نیستم!!!! و نمی تونم!!!!
    اگر هم بگین که آره راست میگی خوب نیستی و درست نمیشی و خیلی خب خداحافظ، اونوقت حسرت میخورم و به کل داغون میشم اما بهتون حق میدم و انگار بخشی از درونم آرومه!!! دیگه دست از تحقیر من برمیداره! و فقط حسرت باقی میمونه!


    من این تناقض و درگیری و دوگانگی رو بارها تجربه کردم. به خصوص وقتی شخص دیگه ای هم هست که داره کار ویژه ای برام میکنه یا حواسش بهم هست یا بهم لطف داره و برام مهمه. آدم دوم درون من مجبوره به اون هم ثابت کنه که من یه به دردنخورم و به شدت منو تحت فشار میذاره.

    نه تنها نمی تونم درخواست کنم، نمی تونم حتی یه ارتباط درست رو ادامه بدم. شروع می کنم به تخریب خودم ... و حالا توی این سایت... کمکم کنید ...

    خواهش می کنم به این پست پاسخ بدین و بهم بگین چه کار کنم؟ می تونم تمرین ها رو ادامه بدم ولی این درگیری درونی باز هم شروع شده و ازم انرژی زیادی میگیره.

    ویرایش توسط she : یکشنبه 31 شهریور 92 در ساعت 16:35

  2. 4 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    mohi (دوشنبه 11 اسفند 93), sci (یکشنبه 31 شهریور 92), setayesh92 (یکشنبه 31 شهریور 92), رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نحوه دسترسی به انجمن های همدردی(مشاوره تخصصی عمومی و مشاوره تخصصی خصوصی )
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 01 شهریور 99, 19:28
  2. مشاوره تخصصی با آقای sci
    توسط sidni در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 اردیبهشت 93, 17:57
  3. مشاوره تخصصی she با جناب آقای sci -- ادامه
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 آذر 92, 19:11
  4. میخوام خودمو بیشتر بشناسم! یه شناخت تخصصی و ریشه ای!!!
    توسط del در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 مهر 92, 12:46

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.