she عزیزم؛ چرا برای حقوق خودت ارزش قائل نیستی؟ تو خسته ای و نمی تونی و تمایلی نداری برای این کار؛ پس خیلی راحت به خودت اجازه بده هر جوری که دوست داری اون شب بخوابی؟! مگر آقای sci نگفت که شما مسئول شادمانی دیگران نیستید! خودت رو میرنجونی با دست های خودت که فقط و فقط ظاهر رابطه ی زناشوئیت رو حفظ کنی؟
میخوای که همسرت رو شاداب کنی؛ بعد از اون سمت اون قدر توی وجودت نسبت بهش خشم داری که ناخودآگاه روی رفتارت با ایشون تاثیر میذاره! چرا این تناقض ها رو برای خودت و البته برای همسرت پیش میاری؟
ترس داری و وقتی یه کم دیگه تمرین کنی این ترس ها روز به روز کمتر و کمتر خواهد شد.
من هم طی چند پیام قبلیم از این ترسهام برای آقای sci گفته بودم و اینکه احساس میکنم مسئولیت خوب بودن این رابطه همیشه با منه؛ اما سعی کردم و خودم رو آزاد گذاشتم.
من مسئولیت 50 درصد ارتباطم با همسرم هستم نه بیشتر. باید اون شب بعد از اینکه ناراحت شدی و خسته هم بودی؛ ریلکس نفس عمیق میکشیدی و به افکارت یه ایست میدادی و خیلی راحت می گرفتی و میخوابیدی. تا فردا فکر کنی و ببینی کجای این مکالمه ایراد داشته که نتونسته تو رو به اجابت درخواستت برسونه!
باید ذهنیتت رو تغییر بدی راجع به این مساله! اصلا رابطه ی زناشوئی به حدی لذت بخش؛ آرامش بخش و سرشار از انرژی و محبت هستش که اگر یکبار این نوع لذت رو تجربه اش کنی؛ به هیچ عنوان همسرت راضی نمیشه به این رابطه های سطحی و هر بار تمام تلاشش رو میکنه که همون she فعال و پرانرژی و شاد و راضی رو توی رابطه ببینه چون رضایت تو به همسرت قدرت میده و اون این قدرت رو دوست خواهد داشت.
خواهش میکنم در این زمینه اطلاعاتت رو بالا ببر و زمینه ی روحی و روانی خودت رو برای لذت بردن از این موضوع فراهم کن.
همه ی ما حق داریم از اون لذات حلالی که خداوند واسمون فراهم کرده لذت ببریم؛ بدون اینکه اجبار یا فشاری رو احساس کنیم یا اون برامون وسیله ای برای سوء استفاده باشه!
البته یادت باشه که وقتی خودت رو تحت فشار نذاری و فکر نکنی مسئول همه چیز تویی؛ نقش همسرت پررنگ میشه و تلاش میکنه به جایگاه اصلی خودش که همانا نیاز و کشیدن ناز همسرش هست؛ برگرده! مطمئنم؛ امتحانش کردم و جواب گرفتم، فقط کمی خویشتندار باش و صبور و به خودت سخت نگیر.

آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
من
برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
و امروز
من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
منه انسان
چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)