سلام دوستان
من تقریبا با راهنمایی های شما تو این چند روز اقداماتی انجام دادم که نتایجش خوب نبود اول اینکه خیلی دوستانه با مادر همسرم صحبت کردم که دخترشون دچار همچین روحیاتی هست سریعا جبهه گرفت و گفت مگه از روز اول که با هم اشنا شدید اینجوری بود گفتم نه گفت پس ببین با دخترم چی کار کردی که افسرگی گرفته حتما تو کارا کمک حالش نیستی حتما به دلش راه نمیای ....
با خودشم اومدم دو کلمه حرف بزنم با ایجاد یک محیط رمانتیک که اصلا محلم نداد و خیلی سرد گفت تو برا من فقط پدر بچه هام هستی نه ازم توقع داشته باش بهت محبت کنم نه ازت توقع محبتی دارم بعدشم گفت دیگه نمیتونم شبا کنارت بخوابم راحت نیستم همونطور که احساسم نسبت بهت از بین رفته احساس میکنم بهم نامحرم هستی![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)