به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26

Threaded View

  1. #10
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 آذر 92 [ 14:13]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    162
    سطح
    3
    Points: 162, Level: 3
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط kamr نمایش پست ها
    نه من که گفتم باید برم و نمیشه که برای همیشه قطع رابطه کنم . من فقط خواستم درد و دل کنم. خوش به حالت کیمیا جون که مادر شوهرت مهربونه. قدرشو بدون. کاش مال منم در حقم خاله بود تا منم براش خواهر زاده میشدم ولی حیف که از اول نخواست اونجوری بشه و منم که با محبت خونه اشون رفته بودم دلمو سنگ کرد. کیمیا جون شاید جاری نداری که مادرشوهرتو خوب می بینی. نمی دونی وقتی میرم خونه اشون دیگه یادم میره فامیلیم. اونقدر باهام مثل غریبه رفتار میکنن. فقط به چشم عروس نگاه میکنن. نمیدونم شاید هم من زیادی ازشون انتظار داشتم .

    - - - Updated - - -

    بین جاری هام از اول به جای رفاقت محیط رقابته و بین اعضای خانواده همسرم هم محیط سردی حاکمه که حالم از این همه نقش بازی کردن بهم میخوره. دوست داشتم همه با هم دوست بودیم نه اینکه تا یکی یه حرفی میزنه زود ازش کلی حرف و حدیث در بیارن و تیکه بار آدم کنن. ایناست که رفتنمو به خونه اشون سخت میکنه نه خود رفتن

    - - - Updated - - -

    بچه ها من سر کارم و یه کم دیگه میرم خونه. دوست داشتم بیشتر باهاتون درد و دل کنم ولی فعلا مقدور نیست. همگی موفق باشید
    kamrعزیزم من جاری دارم خوبشم دارم هر دوتاشون از اون آبزیرکاها ولی من کاری با هیچ کدومشون ندارم منم مشکل دارم مگه آدم بی مشکل هم پیدا میشه من خودم رو به این باور رسوندم که مادرشوهرم خوبه دایم تلقین میکنم هر حرفی هم بزنه و هر کاری هم بکنه در برابرش موضع نمیگیرم و حتی به شوهرم نمیگم آخه مامانم همینطوری بود من و خواهرم شدیم عین مامانم.من اگه بخوام توجه کنم یه طومار باید بنویسم.من همیشه کارامو با محبت کردن انجام میدم مثلا مادرشوهرم میاد خونمون میگه ما برای تو نیومدیم برای پسرمون اومدیم منم بهشون با خنده رویی میگم خیلی خوش اومدین من و پسرتون یه روح در دو تا جسم هستیم فرقی نمیکنه.باید محبت کردن رو بلد باشی.باید جوری حرف بزنی که خودش پی به اشتباهش ببره نه اینکه کار به اینجاها بکشه.من مامانم مادرشوهره اگه بخواد یه کمکی به عروسش بکنه زنداداشم بهش بر میخوره و به داداشم میگه اصلا کلا مادرشوهرا مشکل دارن فکر کنم

  2. کاربر روبرو از پست مفید کیمیا نجات تشکرکرده است .

    kamr (پنجشنبه 18 مهر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.