در ادامه ذکر چند نکته خالی از لطف نیست:
1-اگر با استدلالی از سوی باورمندان به جهان بینی دینی و ایدوئولوژی دین درباره هر موضوعی(در اینجا آرایش زن در بیرون خانه) روبرو شویم،اینها همه براهینی برای پافشاری بر درستی دستگاه اعتقادی دین بوده و از سویی دلایلی عقلی نیست و با معیارهای جز از جنس معیارهای دینی نمی توان آنها را کاوید.مثال:
هنگامی که یک فرد متدین برای استدلال جهت آرایش نکردن در بیرون خانه سخن از اینکه خدا زن را زیبا آفریده و او نیازی به آرایش ندارد یا اینکه زیبایی در سیرت است نه صورت،اینها ادله ای بی معنایند،چرا که براحتی می توان گفت:اولاً هیچ مرد متدین و غیر متدینی از زن آرایش کرده بدش نمی آید،ثانیاً یک زن خوشگل آرایش نکرده بسیار کمتر از یک زن با خوشگلی متوسط و با آرایش در دل مردان می نشیند و ثالثاً فلسفه وجودی این همه زیور آلات که حتی بدلی آنها هم مشتری فراوان دارد چیست؟
مگر آنکه فرد متدین سخن از گناه و عذاب و این حرفها بیاورد که می توان در صورت باور دقیق به همان اعتقاداتی که او دارد،آن را پذیرفت.باید دقت داشت که خیلی ها خود را متدین دانسته اما دقیقاً به همان باورهای آن فرد یا افرادی که آرایش را گناه می داند،باور ندارند که دختران و زنانی که در بیرون خانه آرایش حتی غلیظش را دارند،اما نماز خوانده و روزه می گیرند و . . . را می توان نام برد و اینها البته در حوزه دین و نگاه دینی فرار دارند.
2-دلایل و سخنان غیرمعتقدان به دیدگاه دینی هیچگاه عمدا و سهواً در مخالفت یا معاندت یا در برابر نگاه و باور معتقدان به دین نیست.جهان بینی و دایره استدلالی و روش زندگانی این دسته از انسانها اساساً و از ریشه جدای از دی است و تنها ابزار و یگانه دستاویز آنها خرد بشری است و رفتارهای نرمال انسانی.