سلام.
نفس بریده ی عزیز... این چه اسم ناامید کننده ایه انتخاب کرده ای خانومی؟
انشاالله تا ته زندگی رو تازه نفس باید طی کنید.
ولی در مورد مشکلتون.
من تاپیک قبلیتون رو خوندم.
اولا اگر ممکنه بیشتر توضیح بدید که ایشون خودشون مایل به ازدواج بودن؟
مخالفت خانواده ها از سمت خانواده ایشون بود؟
الان رابطه ی مشا در این یک سال و نیم کاملا با اطلاع خانواده ها ادامه پیدا کرده و رسما نامزد شده اید؟
ایشون رفت و امد به منزل پدری شما هم داشتند؟
اگر مخالفت از سمت خانواده ایشون بوده، الان دست از مخالفت برداشته اند یا هنوز نه؟
آیا میتوانید از طریق پدرتون اقدام کنید و پدرتون با احترام کامل بخوان که ایشون رسما تشریف بیارن منزل شما و کاملا با شهامت حرفشونو بزنن و بگن حرف حسابشون چیه و تکلیف شما چیه؟
در اس ام اس های خودتون چه برخوردی داشتید که ایشون جواب ندادن؟ چی بهشون گفته بودید؟ آیا قاطعانه خواستید بیاد و حرف بزنید و قضیه رو درست و منطقی بررسی کنید؟










علاقه مندی ها (Bookmarks)