به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 97

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    32
    Array
    اما زمانی که من بهش گفتم میخام یه مدت باهم نباشیم هنوز رابطمون فقط در حد بوسیدن بود و اون ناراحت شد 3 روز بعد هم اشتی کردیم اما از اون روز همیشه به من میگفت که اون حرف من دلشو شکسته
    آره دیگه گفتم که به قول خودش دلش شکسته یا خورده توی ذوقش چرا؟ چون می خواست آزاد باشه (از نظر فکری) و توی ارتباط باهات فکر نکنه مانعی براش هست (هر مانعی از نظر فکری و روحی و همچنین جنسی).
    من بعد یکسال هنوز ازش نفرت ندارم اما اون میکفت بعد اون 3 روز علاقش کم شده و بعد هر بحثی کمتر میشه بعد از جدایی بهش گفتم اگه از اون موقع دیگه دوسم نداشتی چرا همون موقع تموم نکردی گفت عاشقت نبودم اما دوستت داشتم میخواستم
    اسمشو بذاریم عشق سه روزه! واقعا چه عشقی چه عاشق دلباخته ای!!! چرا اگه دلش شکست باز هم باهات ادامه داد تا کامل بدنت در اختیارش قرار بگیره؟؟!!!
    عشق اون مثله ساعت شنی بود که با هر بحث کوچیکی با 3 روز بی خبری هی کم میشد پس چرا من فراموش میکردم؟ پس چرا من روز به روز بیشتر میخواستمش؟
    خب چون اصلا عشق نبود. چون خانم هستی احساساتت قوی تره و از طرفی تو اونو برای خودش می خواستی نه برای بدنش ولی اون معکوسش بوده.
    پس چرا من روز به روز بیشتر میخواستمش
    چون شما خانومی فکر می کنی اون هم احساساتش مثل خودته ولی نیست. اون اصلا نفهمیده عشق یعنی چی!!!!
    دوستم تونستو من نتونستم میگم کسی که عاشقم بود رو از خودم دور کردم
    در مورد تونستن دوستتون هم هنوز زوده قضاوت کنی اصطلاحا جوجه رو آخر پاییز میشمرن. کلا اون پسره که همش همراه خودش میوورد ماموریتش همین بود که شما دوتا رو تنها کنه، آخ که چه پسر ساده ای بوده!!!
    ضمنا نگفتم اصلا به تو احساسی نداشته، مسلما یه احساسایی داشته ولی قطعا عشق نمیشه اسمشو گذاشت شاید یه چیزی مثل هوس بوده. ضمنا کسی که عاشق بوده باشه تشریف نمی بره همه جا مثل بچه ها جار بزنه!!!
    هنوزم به من میگه من عشقو با تو تجربه کردم اما کاری کردی از عشق متنفر بشم
    اون اصلا نمیتونه بفهمه عشق یعنی چی؟!! چطور تا با تو قطع کرد تشریف برد با چند تا دختر دیگه به امور مربوطه پرداخت! چقد واقعا قلبش پیش تو گیر کرده بود!!
    هنوزم حاضره باهام باشه من بارها بهش التماس کردم که فقط باشه اصلا باهام نمونه هرجور میخواد فقط باشه اما حتی به صورتم نگاه نمیکنه ازم متنفره حتی حاضر نیست باهام تنها باشه ازم فرار میکنه
    دو تا دلیل داره این رفتارش اولا اینکه چون زدی توی ذوقش حالش گرفته شده (هر چند که استفاده اش رو ازت کرده). یکی هم اینکه یه خورده مترسه اگه دوباره بهت نزدیک شه نتونه خودش رو کنترل کنه و به بکارتت آسیب بزنه (با توجه به مهارت هایی که کسب فرموده!!).

  2. کاربر روبرو از پست مفید Aminn تشکرکرده است .

    minajoon (شنبه 18 آبان 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.