به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39

Threaded View

  1. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Icon200

    سلام دختر مهربون عزیز


    ممنون از شما


    درست میگی، انقدر برای همسرم انرژی گذاشتم که الان که بهم ثابت شده این زندگی از دید عقل و منطق، هیچ ‌چیزی برام نداره، دیگه توانی برام نمونده که حتی بخوام رو خودم کار کنم، اصلا یکی از مهمترین دلایلی که اومدم تو تالار و تاپیک گذاشتم این بود که به خودم گفتم حالا که دیگه انرژی و قوتم تا این حد تحلیل رفته، لااقل این آخرین ته مونده‌ام رو روی درست‌ترین راه و انتخاب خرج کنم.


    مطمئن نیستم دقیقا از کجا باید شروع کنم، رو چه ‌چیزی باید تمرکز کنم و بهترین کار چیه؛ اما خوب اینطوری هم که شما تو کامنتتون فرمودین، این بار هم مثل همیشه خودم هستم و خودم. هرگز نشده بود که موقع نوشتن اینجا گریه کنم، اما الان با همه وجودم دارم اشک میریزم...


    فقط میتونم بگم لعنت به اون روزی که این آدم رو دیدم. من همون دختری هستم که وقتی همسرم روزی حد اقل ۱۰ تا آمپول دیازپام به خودش تزریق می‌کرد و هم زمان هر نیم ساعت یک بار کراک مصرف می‌کرد و هم زمان تریاک و من اصلا نمیدنم از نظر پزشکی چطور هنوز نفس میکشید، تک و تنها، بدون اینکه خونواده‌ام بفهمن، حتی یک ریال پول تو جیبم نبود و خونواده اون که اصلا به خودشون رحم نمیکنن چه برسه به اینکه بشه روشون حساب کرد، و حتی خونه نداشتم که همسرم رو بتونم داخلش پرستاری کنم، تک و تنها ترکش دادم و رسوندم این زندگی رو تا اینجا که الان همه چیز داریم و باور کنید شوهرم اصلا به خاطر نمیاره اون سالها رو. من همون دخترم، پس چرا مغزم اصلا کار نمیکنه که یک راه حل پیدا کنم، حالا عملی‌ کردنش پیشکشم.



    asemaneabi aziz

    ممنون از تو


    خیلی به موقع برام کامنت گذاشتی، الان داشتم پاسخ دختر مهربون عزیز رو مینوشتم، به قدری حالم بد بود و آسمم شدید شده بود که فکر کردم هر لحظه ممکنه قلبم از کار بیفته. این که برام نوشتی یکم حواسم رو از حال بدم پرت کرد؛ ممنون از تو؛ فکر کنم الان زنده بودنم رو مدیون تو باشم.
    ویرایش توسط Sarvin : یکشنبه 19 آبان 92 در ساعت 02:28

  2. 2 کاربر از پست مفید Sarvin تشکرکرده اند .

    malakeh (یکشنبه 19 آبان 92), الهام20 (سه شنبه 21 آبان 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوران عقد هستیم و متاسفانه داریم متارکه میکنیم
    توسط mohanad28 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 اردیبهشت 95, 00:14
  2. آیا ازدواج موقت کار درستیه ؟
    توسط poke_1024 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 شهریور 92, 17:45
  3. در شرف جدا شدن هستیم
    توسط mahan31 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 تیر 90, 19:55
  4. تا چه سنی مسئول کار بچه ها هستیم؟!
    توسط ani در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 دی 88, 20:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.