آقای بی وفا
من توضیحات شمارو کاملا وچندبار خوندم
وبرمبنای همون توضیحات مطالبم رو نوشتم
نمیدونم کجای مطالبم بی ربطه؟من کی گفتم شما از انتخابتون راضی نیستین؟
اگه ایشون مقصرن که اذیتتون میکنن باید بدونین دلیل اذیتاشون چیه وگرنه آدم سالم بدون علت اذیت نمیکنه
شما باید اول انتقاد پذیریتونو بیشترکنین وبعد روشهای کاهش استرس وفشار کاری رو یاد بگیرین
سپس نحوه ی رفتار صحیح با همسر جوان وپراز نیاز واحساسشو
وگرنه این دعواها روزبه روز بیشتر میشه بعد تبدیل به قهر که یواش یواش مدتش بیشتر میشه وبعد احساس خلا وپوچی وافسردگی درهمسرتون وعواقب آن....به بارمیاد
به قول آنی دوربینو بچرخونین سمت خودتون...
متاسفانه نظرهمه ی افراد مطابق میل ما وخوشایند نیست...
وگرنه هیچ بهبودی ایجاد نمیشد
شما چون همیشه درمقام رییس بوده اید عادت دارید که همه گوش به فرمان شما ومطابق میل شما کار کنند حرف بزنند نظر بدهند حتی مشاوره بدهند
وطاقت هیچگونه نظر مخالف وگرفتن ایراد ازخودشما وگفتن اشتباهاتتان راندارید...
به قول خودتان همان غرور زیاد باعث این مساله است وعادت کردن شما به روال رییس بودن وامرونهی....
من حقایق رو گفتم وخواستم کمکی درجهت بهبود زندگیتون کنم
ودرقبالش انتظار چنان حرفایی رو نداشتم...
چون خودم هم به همسرتان همذات پنداری میکنم
بهتره اول تاپیکتون مینوشتین کسی حق ایراد گیری ازمن وکارام نداره وهمتون بیاین فقط به من حق بدین و
ایشالا بقیه کمکتون میکنن
موفق باشین![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)