عزیزم
دقیقا منم همین طوری م.
یعنی تو این دو سال حتی یه بارم روم نشده بگم یه شکلات هوس کردم بخر. حتی اگه از گشنگی بمیرم.
البته اون اوایل یه بار یه چی خواستم پشت گوش انداخت منم دیگه بهم برخورد...
الانم اصصصلن به روی خودش نمیاره محض دلخوشیم یه پولی از جیبش دراره وقتی باهمیم.
سفرم که رفتیم یکی دوبار هرچی خواستم بخرم با پول خودم.
خیلی جالب وقتی میخوام حتی یه جفت جوراب بخرم وایمیسته عقب.دستاشم میکنه تو جیبش.نیگام میکنه تا حساب کنم!!!!
اما تو این اشتباه رو نکن.
من فک میکردم ما که احتیاج نداریم.اونم که خودش عقلش نمیکشه این کارارو.دس جلوش دراز کنم که چی؟؟بهش رو بزنم که چی؟ میگم بابام بگیره
اما اصن بحث نیاز نیس.
الان این کار از دایره مسیولیت های اون خارج شده.
رودروایسی رو بذار کنار.
خودتو شیرین کن هرجا میرین.دلتو بزن به دریا بگو فلان چیزو میخوام.میشه بخری لطفا؟؟
از چیزای خوراکی شروع کن.بعدش کم کم لباس.بعد..
اما نذار عادت کنه به این وضع.
عجله م نکن.با صبر و حوصله درستش کن.اروم اروووووووووم
- - - Updated - - -
اینم یادت باشه.یه وقت صبوری کردن یا همون سکوت فعال داشتن رو با "پایین اوردن توقعاتت" اشتباه نگیری.
توقعت اگه معقولانه س بذار سر جاش باشه.فقط مسیرای مختلف رو با صبر و حوصله واسه رسیدن بهش طی کن.بعضی وقتا صحبت کردن و مطرح کردن ج میده.بعضی وقتا سکوت.بعضی وقتا رفتارت از هرچیزی تاثیرگذارتره.
بسته به شرایط و روحیات شوهرت اگه حواست جمع باشه کم کم دستت میاد.
در ضمن به مرور زمان این حساسیتها کمرنگتر میشه.شایدم تبدیل میشه به عادت!!











علاقه مندی ها (Bookmarks)