سلام مهسای گلم.
داستان زندگیتو خوندم.من فقط میتونم بگم که امیدوارم آقا محمد اون مرد ایده آل تو باشه و تا 3سال دیگه تغییر نکنه!!البته اینو هم باید بگم که معمولا"توی دوران دوستی همچین خیلی دنیا دنیایی پراز گل و بلبله و ممکنه مشکل یا سختی و ناهنجاری ای نباشه!!البته نمیخوام بگم بعدش دیگه دوستداشتنا کم میشه ها نه!اما حالا چون فقط هدف رسیدن به همدیگست طرفین سعی میکنن بهترین رفتارو ازخودشون نشون بدن.اما بعد چون به هدفشون میرسن خوب کم کم خود واقعی نمایان میشه...امیدوارم ایشون خودواقعی خودشون باشن که الان هستن.اما هرگز نمیشه این اطمینان رو داد که اون روی حرفاش قاطعانه میمونه یا ممکنه دراین بین شما فرد بهترازین آقارو تو زندگیتون پیدا کنین.بنابراین سعی کنین هرچه زودتر برای تداوم این دوستی ازش بخواین لااقل درباره ی داشتن شما با خانوادش صحبت کنه حتی این کار اون باعث دلگرمی بیشتر شما برای رسیدن به اون میشه اینطورنیست؟!من خیلی با صحبتهای آقای پارسا موافقم .محمد سن کمی داره و تا به بلوغ فکری برسه تغییرات و تحولات ذهنی زیادی براش ایجاد میشه!ازونجایی که من فکر میکنم خیلی نباید به آقایون اعتماد کرد ممکنه حرفش صرفا"یک حرف باشه و بعدها پایبند به حرفش نباشه شماهم احساسی برخورد نکنین و جوانب امررو درنظر بگیرین!البته من فقط نظرشخصیم رو گفتم...امیدوارم موفق باشی عزیزم...







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)