بعد اینکه جریانو فهمیدم به همسرم پیشنهاد دادم جدا شیم اما قبول نکرد گفت دوستت دارم..بهش گفتم به یه شرط میمونم کمکم کنی دوباره رابطمونو بسازیم گفت 100 درصد.براش یه لیست نوشتم و ازش خواستم تونهم برام یه لیست از درخواستها و خواسته هاشو ازم بنویسه.اما هربار یه بهونه ای اورد و لیستی رو ننوشت.
من تو لیستم ازش خواستم رابطه جنسیمونو بیشتر کنیم و هربار که همسرم تمایل داره (علاوه بر سه بار در هفته که خودم پیشنهاد دادم)بهم بگه منم مشتاقانه میپذیرم.(ما مدت خیلی خیلی طولانی که رابطه جنسی نداریم و از طرف شوهرم این رابطه قطع شده.....به هر حال پیشنهادمو قبول کرد اما کماکان هرشب تا پاسی از شب مشغول تماشای سایتهای سکسیه و اصلا براش مهم نیس که من چقد داغون میشم.متاسقانه از سطح روابط اس ام اسیشم فقط در حد همون اس ام اسهایی که دیدم خبردارم.خودش میگه اصلا اون شخص رو نمیشناسه اما من نمیتونم حرفاشو باور کنم چون فوق العاده دروغگوئه

- - - Updated - - -

kamrعزیز ممنونم.انقد ذهنم آشفته اس که نمیتونم جریانو کامل بنویسم مدام پرش ذهنی دارم...انقد قرص خواب اور خوردم که منگم..به موقع نوشته هامو تکمیل میکنم..ممنونم که برام مطلب گذاشتی

- - - Updated - - -

من به شدت به جدایی فکر میکنم اما همسرم مخالفه..مطمئنم دلیلشم علاقه به من نیس.نمیخواد وجهه اجتماعیش خراب شه..چون شهرمون کوچیکه و قضیه طلاق براش یجورایی خوشایند نیس....من چیکار کنم؟با آدم دروغگوئی که حاضر نیس کمکم کنه و فقط ادعای همراهی داره اما در عمل .....
باور کنین تو این 4 سال هر راهی به ذهنم رسیده رفتم.دیگه انرژی و نائی برای تلاش یکطرفه ندارم