سلام دوستان این روزا تنها آرزوم شده مرگ شوهرم تنها اینطوری میتونم به آرامش برسم از تحقیر کردناش خسته شدم همش فوحش تحقیر نمیدونم چطور از این وضعیت خلاص بشم اینم بگم که در برابر من اصلا مسئولیت پذیر نیست فقط نسبت به خواهراش غیرت داره و هرکاری براشون میکنه نصیب من فقط فوحشه! تو هیچ کاری حاضر نمیشه کمکم کنه همش میگه برو به مامان و بابات بگو! فکر میکنه به خواهرش حسادت میکنم براش قسم میخورم و بارها بهش گفتم خوبه که اینقدر هواشونو داری ولی اونقدر که قربون صدقشون میری و براشون هرکاری میکنی یه ذره با منم اینطوری باش میگه تو باید یاد بگیری مستقل باشی و بدون من بتونی زندگی کنی الان بعد 2 سال زندگی فقط وقتی میخاد باهام رابطه داشته باشه یه کم باهام خوب میشه بعدش همون آش و همون کاسه! شما بگید چطوری خلاص بشم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)