سلام ،ممنونم از دوستای خوبم،آقای امین و نازنین،ممنونم که برام وقت گذاشتین
آقای امین اون لینکی که برام گذاشتین رو خوندم،فکر میکنم واقعاً به کارم میاد...
نازنین جان من باهاش تماس نگرفتم که خودمو کوچیک کنماننننننننقدر از این اتفاق شکه شدم که باورم نمیشد...من 5 ماه با یه آدم دیگه طرف بودم و نمیتونستم ببینم ظرف چند ثانیه این چرخش 180 درجه ای رو.
شما واقعاً فکر میکنید اینکه این آقا چندین ماه یکی رو سرکار بذاره و با احساساتش بازی کنه بعد بلافاصله هم خودشو بکشه کنار میشه حرکت مؤدبانه !!!!!!!!!!!!!!!!!!
مسئله بعد اینه که من روز اربعین قرار نامزدی نذاشتم،کاش پستامو دقیق تر میخوندی، گفتم این آقا تماس گرفت و اعلام کرد که هفته آینده که چند روز تعطیله میره خونه و با خونواده ش صحبت میکنه که تاریخ مشخصی برای خواستگاری تعیین بکنن (برای اسفند). من اگه به حکمت اون اسمس شک کردم همین بود که اگه قرار بود به قول شما من شریک عاطفی و بعدهم شریک جنسی ایشون باشم خوب یعنی همه چی گل و بلبله دیگه،چه لزومی داشت اومدن چنین اسمسی بخواد من رو به آینده بدبین بکنه که با هر زنگی بهش شک بکنم.این مسئله همه ذهن من رو گرفت که اگه قرار بوده من زندگی خوبی داشته باشم(کما اینکه همه چی داشت عالی پیش میرفت) چرا باید با این رسوایی دستش رو بشه؟
منم میدونم این اتفاق باعث بدبینی من در آینده میشد ولی خوب اگه قرار بود سر به راه بشه چرا باید اون اتفاق میافتاد که همه چی رو به هم بریزه ؟میدونم بهم خرده میگیرین ولی هنوزم نفهمیدم چی شد و چرا یه دفعه همه چی تغییر کرد








اننننننننقدر از این اتفاق شکه شدم که باورم نمیشد...من 5 ماه با یه آدم دیگه طرف بودم و نمیتونستم ببینم ظرف چند ثانیه این چرخش 180 درجه ای رو.

علاقه مندی ها (Bookmarks)