شیدا جان مرسی از جوابت.
صحبت سر این نیست که سنجیده نشه. مسئله اینه که در هر صورت باید این موضوع با دقت مورد بررسی قرار بگیره. چه طرف 25 سالش باشه، چه 37 یا بیشتر.
اما این قسمت از صحبتت کاملا برای من قابل تامل بود:
مرسی.
اگه امتحانش کرده باشی، می دونی که 5 ساعت اول سخت تره. انسانی که تو 25 سالگی اصولش اونقدر قوی باشن که فکرش سمت روابط بی اساس نره، و اونقدر قوی باشه که بتونه از انرژی جنسیش در جهت درست استفاده کنه (یعنی نه سرکوب، نه ارضاء، بلکه تغییر جهت) یا حداقل بهش دامن نزنه، احتمالش خیلی خیلی زیاده که با افزایش سن، سبک زندگیش رو تغییر نده.
اما نیاز جنسی با نیاز به خوردن یه تفاوت هایی هم داره. چون مسئله صرفا خود نیاز جنسی هم نیست. چیزیکه باعث میشه یه فرد اوائل جوونیش سبک زندگیش رو (در مورد روابط با جنس مخالفش) و نحوه برخورد با نیاز جنسیش رو مشخص کنه، بیشتر از خود نیازها، متاثر از خط مشی فکری اون فرد هست.
انسان یه اصولی رو برای خودش پایه ریزی می کنه. که این اصول حوالی 23 سالگی جوون هستند، بعدش به تدریج پخته تر و عمیق تر می شن. و با توجه به اینکه مهارت های کنترلی هم افزایش پیدا می کنن، پایبندی به اصول، آسون تر می شه.
حرف های بیشتری در این زمینه دارم، اما دلیلی برای نوشتنشون نیست. چون در هر حال، مسئله همونه که اول گفتی. یعنی همه ی اینها باید "بررسی" بشن. و خیلی خیلی خیلی حیاتیه که بررسی بشن. اما صحبت من سر این بود که بخاطر سن، نباید منفی نگر شد.
چون همونطور که دیدی خانوم dosteman و دوستش نشستن توی خونه و دارن احتمالات رو بررسی می کنن (البته اون روز اینطور بود، امیدوارم امروز دیگه اینطور نباشه) من هم از این قبیل کارها انجام دادم. یعنی فرضا گفتم این که سنش اینقدر شده، پس معلوم نیست تا حالا چیکار کرده! یا این خیلی پولداره. اون خیلی موفقه. و با همین فکرها بدون بررسی رد کردم.
صحبت من بیشتر سر اینه که نباید دید منفی داشت. بلکه باید با چشم های باز، و با کمک مشاور، و با کمک خانواده، "بررسی" کرد...
=============================
آقای توجیه، خیالتون راحت باشه، من ماسکی به چهره نداشتم.
در مورد بقیه صحبت هاتون حرفی برای زدن ندارم، چون دیدگاهمون نسبت به زندگی خیلی متفاوته.![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)