این چه حرفیه خانوم......خودکشی اونم واسه این که حق بیان نظر نداری یا اینکه حقوقت رو شوهرت برمیداره؟ول کن تربخدا لفظشم آدمو مایوس میکنه.الهی که درد وبلات بخوره سر اونی که باعث و بانیه مشکل الان تو شده.شاید رفتار های الان شوهرت بازخورد اشتباه سر زده تو گذشته از جانب تو باشه.بشین تمرکز کن برگرد به دوران عقد چه کردی یا چه حرفی زدی که اون اینطور شده؟اینطور که معلومه شوهرت کینه شتری داره.منم مثل تو مادرم برخلاف مشکلاتی که دارم یک بارم به خودکشی فکر نکردم.من به هیچ کس طلاق رو پیشنهاد نمیکنم.درسته بچه دست آدمو میزاره تو حنا ولی صبر کن خدا صابرین رو دوست داره.خواهر گلم.وقت تقیان تو رسیده اعتراض کن.بزار بزنت بزار فحشت بده اصلا پرتت کنه بیرون.باید ثابت کنی که تو هستی باید ثابت کنی که تو یه شخصیت مستقلی و احتیاج به مردسالاریه اون نداری.اول باید ا خودت شروع کنی قوی باش رو جرات خودت کار کن.جرات حرف زدن تو سرتر وبهتر از اونی هستی که تو آینه میبینی.ازش دلیل منطقی بخواه که چرا اینطوره.بهش بفهمون ملکه ی اون خونه و تاج سرش توی.بعد اینکه روشوهرت کار کردی نوبت پدر ومادرشه. حق دخالت رو ازشون بگیر امااحترامشونو نگه دار.اگه شوهرت سمت تو باشه هیچ کس نمیتونه جرات کنه به حریم خصوصیتون تجاوز کنه.اینطور که معلومه شوهرت بعد 6سال هنوزم بچه ننس.این نیز بگذرد.تو میتونی اونو سمت خودت بیاری محیط خونه رو خلوت کن باهاش خوب باش خوب بهش سرویس بده بی نیازش کن به خودت برس ایشالا که مشکلت حل میشه.هیچ دری بی کلید نیست هر دری کلیدی داره........








علاقه مندی ها (Bookmarks)