به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام دوست خوبم.

    برام خیلی جالبه که یک آقای دکتر همچین دیدگاهی در مورد ادامه تحصیل و حضور شما در اجتماع داره.

    ببخشید آیا ایشون خیلی مذهبی هستند؟

    من با وجود اینکه خودم آدم مذهبی هستم ولی همیشه تو خواستگاری هام می ترسم که طرفم اگه مذهبی باشه بعدا نخواد منو محدودم کنه.

    البته خواستگاران مذهبی داشتم که می گفتند هیچ اشکالی در ادامه تحصیل و اشتغال نمی بینیم.

    من نمی خوام جای شما تصمیم بگیرم.فقط برخورد خودم را در مقابل این موضوع می گم:

    مادر من همیشه پای تلفن از خواستگار می پرسن که آیا ایشون با ادامه تحصیل و اشتغال خانمشون مخالفت ندارن؟ اگه مخالفت داشته باشند همون اول جوابم منفی است.

    چون من تا اینجا که رسیدم کلی زحمت کشیدم.مگه نمی گن ازدواج برای تکامله؟ پس اگه ازدواج برای من باعث بشه که من مسر قبلیم را ادامه ندم و همسری داشته باشم که حمایتم نکنه(اصلا چنین شوهری را دوست ندارم)و ببخشید مانند ضرب المثل ( گاو نه من شیر) تمام زحماتم را هدر بده این چه ازدواجیه؟

    اگه شوهری داشته باشم که منو دوست داشته باشه؛باید علایق منو هم دوست داشته باشه!

    باید از من به خاطر اهدافم حمایت کنه.تکیه گاه من باشه.نه اینکه مانع و سد پیشرفت من!!!!(می تونی این موضوع را مودبانه تر و رسمی تر بهشون بگی)

    آرامش واقعی کی حاصل میشه؟

    آیا فقط وقتی که غذای مرد آماده باشه؟

    آیا یک مرد نباید یکم عمیق تر باشه و وقتی که خانمش احساس رضایت داشت و حس کرد که می تونه بهش تکیه کنه قلبا احساس آرامش و خوشحالی بکنه؟

    پس آخه چرا ما باید ازدواج کنیم؟ فقط ما خانوما باید آرامش مردا را محیا کنیم؟آرامش و رضایت درون ما چی؟




    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    درود بانو هانيه گرامي

    با نظر دوستان موافقم و فکر کنم خودتونم ميدونين کار درست کدومه براي انجام دادانش.

    بشخصه آدمي هستم که با هيچي مشکل ندارم توي زندگي مشترک خانومم ادامه تحصيل بده يا نده سرکار بره يا نره حقوقش رو توي خانواده بياره يا واسه خودش خرج کنه خونه بابا و مامانش زياد بره يا نره و لفکار عقايدش احترام ميزارم گرچه مخالف من باشه و ..... آدم سازگاري هستم فوق العاده سازگار خانومم ميره سرکار برميگرده غذاش آماده نباشه يا خونه تميز نباشه حتي يکبارم به روش نميارم.يا بعضي وقتا غذاش از نظر خودش خوب نشده با اينکه دستپختش خيلي خوبه ولي توي اين 2 سال فقط يکبار بهش گفتم اونم غذاش واقعا شور شده بود خودم تشويقش ميکنم واسه رفتن کلاس حق تدريسي و ادامه تحصيلش ولي بنظر من هرچيزي حد و حودود خودش رو داره اصلا جالب نيست اين يه موردي که نوشتين.

    من به محض فارغ التحصيل شدن از دوره ي ليسانس سر کار رفتم.الان تقريبا 3ساله که شاغلم و سمت شغلي مناسب با حقوق و مزاياي کافي.من مهندس برقم و بنا بر ضرورت هاي فني مرتبط به کارم برنامه ي کاريم به صورتيه که توي 1هفته بايد 1شب شيفت باشم.(شايد هم بيشتر) اين آقا با اين نحوه ي کار من مشکل داشتن.

    من يکي که اگه به خانومم ماهي سه ميليونم بدن اجازه نميدم سر اين کار بره بله بعضي ها هستن ميزارن ولي بشخصه به هيچ عنوان اجازه نميدم خانومم شيفت شب باشه اونم شايد هفته اي دوبار باز اگه مردب اشه مشکلي نيست مثل رفيق خودم که شيفت شب هم وايميسته.نميدونم شايد من اشتباه فکر ميکنم ولي من يکي ازدواج ميکنم به آرامش برسم همسرم پيشم باشه وقتي ميام خونه کنارم باشه در آغوش بگيرمش نوازشش کنم باهاش حرف بزنم حداقلش اينه شبايي که نيست خوابم نميره از نگراني خدايي نکرده اتفاقي واسش بيوفته.آدم که ازدواج ميکنه به همسرش بيشتر از پولش نياز داره چه مرد چه زن

    نظر شخصيم ايني بود که نوشتم

    روز خوش بانو
    آقای خاله قزی بسیار خوشحالم که فردی چون شما در جمع ما حضور داره.

    وقتی که بعضی از پست های شما را می خونم؛احساس می کنم که چقدر دوست دارم همسر آینده من هم بعضی از خلقیات شما را داشته باشه.

    شاید باورتون نشه که من تا حالا خواستگار زیر فوق لیسانس راه ندادم.اما توی این تالار تقریبا متوجه شدم که شعور و درک خیلی هم به مدرک ربط خاصی نداره.چند تا تاپیک از آقایون دکتر خوندم که اینو متوجه شدم.

    وقتی که پست های شما و طرز فکرهای شما را خوندم و همینطور بعضی دوستان که دیدم لیسانسه هستند؛پی به اشتباه خودم بردم.

    برای مادرم جالب بود که چند روز پیش که یکی به خونمون زنگ زد و گفت پسرم لیسانس ... داره.من گفتم ازشون بپرس اگه مذهبی هستند و با کار و ادامه تحصیل من تا دکتری مشکلی نداره؛بیان!مامانم جا خورد!

    من همیشه ترسم این بود که نکنه اگه تحصیلات من از همسر آینده ام بیشتر باشه بعدا بخواد از یه جای دیگه غرور مردانه اش را بر سر من بزنه یا اینکه حمایتم نکنه و نامحسوس سنگ جلوی پای من بیاندازه! اما متوجه شدم که شما چقدر مرد خوبی هستید که این قدر هوای خانمتون را دارید و مطمئنم که خانمتون شما را خیلی دوست داره.حتما این حس خوب پشتیبانی بهش منتقل شده.(حتما امشب یک اسفندی دود کنید ها!!! : ))

    البته من چند نمونه دیگر هم شنیدم که مردهایی بودن که بنا به هر دلیلی درس نخوندن و دیپلمه بودن اما مثل شما متکبر و مغرور نبودن و خانمشون را تارسیدن به هدفش و دکتری تشویق کردن.

    برای شما و همسرتون آرزوی خوشبختی روزافزون می کنم
    ویرایش توسط مصباح الهدی : پنجشنبه 10 بهمن 92 در ساعت 18:49

  2. 6 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    hanie_66 (جمعه 11 بهمن 92), khaleghezey (جمعه 11 بهمن 92), sanjab (سه شنبه 15 بهمن 92), toojih (پنجشنبه 10 بهمن 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 10 بهمن 92), ستیلا (پنجشنبه 10 بهمن 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.