سلام خدمت دوستان غیر کروکودیل
بقول مهران مدیری،خانمها دو دسته هستن :
دسته اول خانمهایی که تحصیلکرده هستن ، شغل دارن ، استقلال مالی دارن ، بعد با خودشون میگن خوب ازدواج کنیم که جی؟ یک نره غول! بیاریم بالاسرمون که چی بشه !؟بعد این دسته از خانمها کلا قید ازدواج رو میزنن بعد میرن تو کار برگزاری کلاسهای مثبت اندیشی و مربی گری یوگا و مشاوره خانواده دادن
اما دسته دوم خانمهایی هستن که تحصیلکرده هستن ، شغل دارن ، استقلال مالی دارن ، قصد ازدواج هم دارن ، بعد خوب طبیعتا این دسته از خانمها دنبال یک شوهر خوب و تحصیلکرده و با شغل مناسب و پولدار میگردن ، که خوب اون مدل شوهر ها اگه وجود داشته باشه که یا قبلا ازدواج کردن یا که کلا اهل ازدواج نیستن ، بنابراین این دسته دوم خانمها هم قید ازدواج رو میزنن و اینها هم میرن تو کار برگزاری کلاسهای مثبت اندیشی و مربی گری یوگا و مشاوره خانواده دادن
بنابراین توی یک دسته بندی دیگه خانمها دو دسته هستن ، یا اونهایی که قبلا ازدواج کردن یا اونهایی که قید ازدواج رو زدن و قصد ادامه تحصیل دارن
میگن یک اقایی هم میره خواستگاری یک دختر خانم ، بعد دختر خانمه پسره رو میپسنده ، میگه بزار یکم براش کلاس بزارم ، بعد تو اتاق به پسره میگه ، من فعلا قصد ازدواج ندارم میخوام ادامه تحصیل بدم و درس بخونم ، پسره هم نامردی نمیکنه یهو پا میشه میره ، بعد دختره هول میکنه ،میگه بابا حالا یک چیزی گفتم ، دو صفحه دیگه بیشتر از درسام نمونده
ولی سوای این حرفا ، واقعا دلیل این همه اصرار خانمها بر کار کردن و ادامه تحصیل دادن جهت کسب مشاغل بهتر و جایگاه اجتماعی بهتر زمانی که ممکنه این اصرار بحث ازدواجشون رو تحت تاثیر قراره بده، برام روشن نیست ...
مثلا جناب مصباح الهدی و سفینه النجاه گفته بودن ، که خواستگارشون باید مذهبی باشه فوق لیسانس باشه ، با ادامه تحصیل و اشتغال ایشون هم مشکلی نداشته باشه ، ته دلشونمیخواد طرفشون پولدار باشه و کار خوب هم داشته باشه
مثل من هم خوش تیپ باشه
وووو این یعنی طرف باید نمره 20 داشته باشه تا برگزیده بشه
این طرز تفکر کار رو سخت میکنه و باعث میشه سن ازدواج روز به روز بالاتر بره ...
به نظر من به یک سوال پیش خودتون پاسخ بدید ، ملاکهایی که از طرف مقابلتون انتظار دارید رو در یک لیست قرار بدید ، ببینید اگه قرار باشه بین ازدواج نکردن و یا نادیده گرفتن برخی از ملاکها یکی رو انتخاب کنید ، کدوم ملاکها رو حاضرید نادیده بگیرید و کدومها حتما باید سرجاش باشه حتی به قیمت ازدواج نکردن تا سالهای دور و حتی شاید تا اخر عمر! مثلا یک نفر حتما باید همسرش مذهبی و مقید باشه ، این فرد حاضره حتی قید ازدواج رو بزنه تا اینکه بخواد با یک فرد غیر مذهبی ازدواج کنه ، ولی همین فرد حاضره با یک ادم با ظاهر معمولی ازدواج کنه تا یک فرد زیبا! پس برای این فرد زیبایی ملاک جدی نیست، در مورد کار کردن و ادامه تحصیل هم به این شکل عمل کنید.....
در مورد موضوعی که دخترخانمها میگن که این همه زحمت کشیدیم و درس خوندیم حتما باید کار کنیم تا زحماتمون هدر نره و فکر نکنن ما گاو نه من شیر ده هستیم و فلان!... ببخشیدا! مگه این همه اقا پسر که درس خوندن از رشته های مهندسی و پزشکی بگیر تا تاریخ و جغرافی و اجتماعی ومدنی! مگه همه اینها سر یک کار مرتبط هستن یا اصلا جایی که دارن کار میکنن ، دارن بخاطر مدرکی که دارن اونجا کار میکنن؟ اکثر اقا پسرها هم به شکل دیگه نتیجه زحمتی که کشیدن رو بصورت مستقیم و مربوطه نمیبینن .. بحث دفاع از این روند نیست ، صحبت سر این هست که ادم میتونه اشپز دانشگاه باشه و احساس مفید بودن کنه و میتونه استاد همون دانشگاه باشه ولی احساس رضایت بخاطر نقشش نداشته باشه.... یک زن هم میتونه حس مهم بودن کنه زمانی که مرکز گرم عاطفی یک زندگی باشه ،زمانی که بتونه دلیل اصلی ارامش همسرش باشه ، زمانیکه بتونه فرزندان بزرگ وارزشمند تربیت کنه (مخصوصا الان که قرار شده هر کدوم از ما 5-6 بچه داشته باشیمو دیگه اون دوران رفاه و سوسول بازی که هر خونه فقط یک بچه بود تموم شده و کار تو خونه زیاد و سخت شده
)









علاقه مندی ها (Bookmarks)