دوست گرامی من تاپیک های قبلی شما رو خوندم
من فکر میکردم این دختر خیلی مورد خوبیه برات چون در حالتی که میتونسته سکوت کنه حقیقتو گفته
برای خود من خیلی جالب بود دیدن شخصی با این ویژگی اخلاقی
اما حالا متوجه داستان شدم
شما هر روز درباره خیانتی که بهت شده کلی با اون دختر حرف زدی
و اون دختر دیده که خیلی در این خصوص در رنج و سختی هستی و حسابی افکارت آزرده هستش بعد با خودش فکر کرده اگه یبار ناخودآگاه اعمال گذشته من پیش این پسر رو بشه معلوم نیست چه اتفاقی برای اون و من می افته
در نهایت جلوتر همه چیزو بهت گفته
من این حرفارو دیگه نمیذارم پای صداقت طرف مقابل
شما طرف مقابل رو تحت یه فشار شدید قرار دادی طوریکه تصمیم گرفته خودشو از این فشار رها کنه
بحر حال معلومه که خدا خیلی دوست داره
و دلیلشم اینه که چون تو در مقابل تمایلاتت پاکی پیشه کردی خدا هم پاکی و ناپاکی دیگران رو برات آشکار میکنه تا درست انتخاب کنی
حالا دیگه نظرم مثل قبل نیست به نظر من از این ازدواج ممکنه این دختر بیشتر از تو ضرر کنه و هر دو دارید آسیب میبینید در حالی که هدف ازدواج کردن چیز دیگه ایه








علاقه مندی ها (Bookmarks)