خیلی وقت پیش بهش گفته بودم که جوراب نخی احتیاج دارم.
چند روز پیش بحثمون شد. اون رفت بیرون سراغ کارهاش. وقتی برگشت پلاستیکی که دستش بود را داد به من . من هم همونجور سر سنگین ازش گرفتم.
3 جفت جوراب نخی توش بود که خیلی با سلیقه انتخاب شده بودند.
حس کردم جای این خاطره اینجا باید باشه چون سر شار از محبت عمیق همسرم بود.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)