به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Threaded View

  1. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 دی 96 [ 22:59]
    تاریخ عضویت
    1392-11-30
    نوشته ها
    297
    امتیاز
    6,423
    سطح
    52
    Points: 6,423, Level: 52
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    625

    تشکرشده 345 در 183 پست

    Rep Power
    53
    Array
    بخاطر مشکل گوشیم نمیتون پاراگراف بندی کنم***سلام شارلوت جان***تمام تاپیکهاتون رو خوندم؛کلمه به کلمه***واقعا جا داره که یه خداقوت جانانه بهتون بگم بخاطر تحمل این همه سختی و تلاش برای رو به راه کردن زندگیتون***اما خواهش میکنم حرفامو کاملا با دقت بخونید***نکته اول:شما قبل از ازدواج در خلال یک رابطه احساسی بکارتتون رو از دست دادین و موقع ازدواجتون از شوهرتون مخفی کردین و بدتر از همه این خبر توسط دوس پسرتون به شوهرتون رسیده***نکته دوم:شما بعد از عقدتون بخاطر مشکلاتی که با شوهرتون داشتین به دوست پسر سابقتون زنگ میزنی و ازش میخای که به شما برگرده(خیانت به شوهر)***نکته سوم:شما یکبار دلیل سیگار کشیدن همسرتونو ازش پرسیدین که ایشون گفتن بخاطر دیدن دوست سابق شما اینکارو کرده(همونطور که دوس پسرتون قبل از ازدواج قضیه بکارت رو کف دست شوهرتون گذاشته به احتمال زیاد تقاضای شما مبنی بر دوستی مجدد رو هم گفته)***نتیجه :شوهرتون که قبلا با قضیه بکارت شما کنار اومده و به شما لطف کرده(برای مردا خیلی سخته حتی اگه خودشون اینکاره باشن)انتظار وفاداری و محبت از شما داشته اما بخاطر مشکلات زیادی که تو دوران عقد داشتید و فهمیدن خیانت شما؛ نسبت به شما و انتخابش سرد و بی تفاوت شده(گفتین که چند بار حلقشو در اورده و گفته نمیخوامت ولی شما اصرار به ادامه داشتین)***حالا هم بخاطر اون اتفاقات فکر میکنه شما قبلا براش ارزش قائل نبودی که بهش خیانت کردی و اون هم الان همین کارو میکنه و براش بی ارزش شدین(وقتی که پاتون مصدوم شده بود و قتی که انژوکت تو دستتون بوده بهتون توجهی نداره و دنبال خیانت و مواد مخدر و رفیق بازی رفته)***حالا اگه شما برای جبران خیانت ایشون دوباره بهش خیانت کنید؛عملا زندگی مشترکتون تموم میشه پس فکرشم نکنید یا از روش توقف ذهن(یه چیزی شبیه این) استفاده کنین و سعی کنید دلیل این رفتاراشونو از از زبون خودش بشنوید و برای حل مشکلاتتون به تلاشتون ادامه بدید و از خدا کمک بخواهید و از کارهای گذشتتون توبه کنید***این جمله رو خیلی دوست دارم:"زندگی میگذرد؛با تمام پستی ها و بلندیهایش؛با تمام لذت ها و ناراحتی هایش؛روزی میرسد که زندگیت پایان یافته؛پس شاد زندگی کن و هرگز خدا را فراموش نکن"***اینارو منی بهتون میگم که یه روز بخاطر کارهایی که کرده بودم حاضر بودم مدفوع بخورم ولی خدا آبرومو پیش همه نبره (به خدا قسم جدی میگم)حتی حاضر به خودکشی بودم ولی تو اوج نا امیدی فقط خدا کمکم کرد***خدایی که یه زمانی به خودش و پیغمبر و قرآنش بدترین توهین های ممکن رو کردم پس شما هم از خدا کمک بخاید و مشکلاتتونو حل کنید***کسایی که در جریان تمام تاپیکهاتون بودن میدونن که تحمل این همه سختی و شکست قبل و بعد از ازدواج از عهده ی یه ادم عادی خارجه؛شما فوق العاده اید شارلوت عزیز***مطمئنم که میتونین این زندگی رو جمع و جور کنید***منتظر جوابتون هستم***ببخشید که طولانی نوشتم***

    - - - Updated - - -

    بخاطر مشکل گوشیم نمیتون پاراگراف بندی کنم***سلام شارلوت جان***تمام تاپیکهاتون رو خوندم؛کلمه به کلمه***واقعا جا داره که یه خداقوت جانانه بهتون بگم بخاطر تحمل این همه سختی و تلاش برای رو به راه کردن زندگیتون***اما خواهش میکنم حرفامو کاملا با دقت بخونید***نکته اول:شما قبل از ازدواج در خلال یک رابطه احساسی بکارتتون رو از دست دادین و موقع ازدواجتون از شوهرتون مخفی کردین و بدتر از همه این خبر توسط دوس پسرتون به شوهرتون رسیده***نکته دوم:شما بعد از عقدتون بخاطر مشکلاتی که با شوهرتون داشتین به دوست پسر سابقتون زنگ میزنی و ازش میخای که به شما برگرده(خیانت به شوهر)***نکته سوم:شما یکبار دلیل سیگار کشیدن همسرتونو ازش پرسیدین که ایشون گفتن بخاطر دیدن دوست سابق شما اینکارو کرده(همونطور که دوس پسرتون قبل از ازدواج قضیه بکارت رو کف دست شوهرتون گذاشته به احتمال زیاد تقاضای شما مبنی بر دوستی مجدد رو هم گفته)***نتیجه :شوهرتون که قبلا با قضیه بکارت شما کنار اومده و به شما لطف کرده(برای مردا خیلی سخته حتی اگه خودشون اینکاره باشن)انتظار وفاداری و محبت از شما داشته اما بخاطر مشکلات زیادی که تو دوران عقد داشتید و فهمیدن خیانت شما؛ نسبت به شما و انتخابش سرد و بی تفاوت شده(گفتین که چند بار حلقشو در اورده و گفته نمیخوامت ولی شما اصرار به ادامه داشتین)***حالا هم بخاطر اون اتفاقات فکر میکنه شما قبلا براش ارزش قائل نبودی که بهش خیانت کردی و اون هم الان همین کارو میکنه و براش بی ارزش شدین(وقتی که پاتون مصدوم شده بود و قتی که انژوکت تو دستتون بوده بهتون توجهی نداره و دنبال خیانت و مواد مخدر و رفیق بازی رفته)***حالا اگه شما برای جبران خیانت ایشون دوباره بهش خیانت کنید؛عملا زندگی مشترکتون تموم میشه پس فکرشم نکنید یا از روش توقف ذهن(یه چیزی شبیه این) استفاده کنین و سعی کنید دلیل این رفتاراشونو از از زبون خودش بشنوید و برای حل مشکلاتتون به تلاشتون ادامه بدید و از خدا کمک بخواهید و از کارهای گذشتتون توبه کنید***این جمله رو خیلی دوست دارم:"زندگی میگذرد؛با تمام پستی ها و بلندیهایش؛با تمام لذت ها و ناراحتی هایش؛روزی میرسد که زندگیت پایان یافته؛پس شاد زندگی کن و هرگز خدا را فراموش نکن"***اینارو منی بهتون میگم که یه روز بخاطر کارهایی که کرده بودم حاضر بودم مدفوع بخورم ولی خدا آبرومو پیش همه نبره (به خدا قسم جدی میگم)حتی حاضر به خودکشی بودم ولی تو اوج نا امیدی فقط خدا کمکم کرد***خدایی که یه زمانی به خودش و پیغمبر و قرآنش بدترین توهین های ممکن رو کردم پس شما هم از خدا کمک بخاید و مشکلاتتونو حل کنید***کسایی که در جریان تمام تاپیکهاتون بودن میدونن که تحمل این همه سختی و شکست قبل و بعد از ازدواج از عهده ی یه ادم عادی خارجه؛شما فوق العاده اید شارلوت عزیز***مطمئنم که میتونین این زندگی رو جمع و جور کنید***منتظر جوابتون هستم***ببخشید که طولانی نوشتم***

    - - - Updated - - -

    بخاطر مشکل گوشیم نمیتون پاراگراف بندی کنم***سلام شارلوت جان***تمام تاپیکهاتون رو خوندم؛کلمه به کلمه***واقعا جا داره که یه خداقوت جانانه بهتون بگم بخاطر تحمل این همه سختی و تلاش برای رو به راه کردن زندگیتون***اما خواهش میکنم حرفامو کاملا با دقت بخونید***نکته اول:شما قبل از ازدواج در خلال یک رابطه احساسی بکارتتون رو از دست دادین و موقع ازدواجتون از شوهرتون مخفی کردین و بدتر از همه این خبر توسط دوس پسرتون به شوهرتون رسیده***نکته دوم:شما بعد از عقدتون بخاطر مشکلاتی که با شوهرتون داشتین به دوست پسر سابقتون زنگ میزنی و ازش میخای که به شما برگرده(خیانت به شوهر)***نکته سوم:شما یکبار دلیل سیگار کشیدن همسرتونو ازش پرسیدین که ایشون گفتن بخاطر دیدن دوست سابق شما اینکارو کرده(همونطور که دوس پسرتون قبل از ازدواج قضیه بکارت رو کف دست شوهرتون گذاشته به احتمال زیاد تقاضای شما مبنی بر دوستی مجدد رو هم گفته)***نتیجه :شوهرتون که قبلا با قضیه بکارت شما کنار اومده و به شما لطف کرده(برای مردا خیلی سخته حتی اگه خودشون اینکاره باشن)انتظار وفاداری و محبت از شما داشته اما بخاطر مشکلات زیادی که تو دوران عقد داشتید و فهمیدن خیانت شما؛ نسبت به شما و انتخابش سرد و بی تفاوت شده(گفتین که چند بار حلقشو در اورده و گفته نمیخوامت ولی شما اصرار به ادامه داشتین)***حالا هم بخاطر اون اتفاقات فکر میکنه شما قبلا براش ارزش قائل نبودی که بهش خیانت کردی و اون هم الان همین کارو میکنه و براش بی ارزش شدین(وقتی که پاتون مصدوم شده بود و قتی که انژوکت تو دستتون بوده بهتون توجهی نداره و دنبال خیانت و مواد مخدر و رفیق بازی رفته)***حالا اگه شما برای جبران خیانت ایشون دوباره بهش خیانت کنید؛عملا زندگی مشترکتون تموم میشه پس فکرشم نکنید یا از روش توقف ذهن(یه چیزی شبیه این) استفاده کنین و سعی کنید دلیل این رفتاراشونو از از زبون خودش بشنوید و برای حل مشکلاتتون به تلاشتون ادامه بدید و از خدا کمک بخواهید و از کارهای گذشتتون توبه کنید***این جمله رو خیلی دوست دارم:"زندگی میگذرد؛با تمام پستی ها و بلندیهایش؛با تمام لذت ها و ناراحتی هایش؛روزی میرسد که زندگیت پایان یافته؛پس شاد زندگی کن و هرگز خدا را فراموش نکن"***اینارو منی بهتون میگم که یه روز بخاطر کارهایی که کرده بودم حاضر بودم مدفوع بخورم ولی خدا آبرومو پیش همه نبره (به خدا قسم جدی میگم)حتی حاضر به خودکشی بودم ولی تو اوج نا امیدی فقط خدا کمکم کرد***خدایی که یه زمانی به خودش و پیغمبر و قرآنش بدترین توهین های ممکن رو کردم پس شما هم از خدا کمک بخاید و مشکلاتتونو حل کنید***کسایی که در جریان تمام تاپیکهاتون بودن میدونن که تحمل این همه سختی و شکست قبل و بعد از ازدواج از عهده ی یه ادم عادی خارجه؛شما فوق العاده اید شارلوت عزیز***مطمئنم که میتونین این زندگی رو جمع و جور کنید***منتظر جوابتون هستم***ببخشید که طولانی نوشتم***

  2. 2 کاربر از پست مفید baitollah-abbaspour تشکرکرده اند .

    paiize (پنجشنبه 01 اسفند 92), شارلوت (پنجشنبه 01 اسفند 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.