نه بابا این چه حرفی دختر گل!
من از یه کلمه قراره ناراحت بشم!ههه!!! پس وای بحال شوهرم!!!!!
درسته "حالت من " زود رنج انتخاب شده اما دیگه تا این حدم نیستم بابا جان!!!
من اگه قراره ناراحت بشم از دست خونه همدردی ناراحت میشم که یهو جواب منو پروند بعدشم منو انداخت بیرون دیگه هم درو باز نکرد که دوباره جواب بدم!
از دست تو همدردی از دستت ناراحتمچرا آخه درو رو دختر بیخیال میبندی!!!!! تو که میدونی اینکارا فایده نداره من از پنجره میام تو!!! نکن اینکارو زشته دختر!!! (راسی یه سوال همدردی آقاست یا خانومه؟؟؟)
و اما جواب من :
کی گفت من ماهی کوچولومو دادم تو زندانیش کنی ؟؟ مگه من از زندان درش آوردم که تو میخوای دوباره بندازیش تو زندان!! الهی بگردم ماهی نازم! ماهی و دادم بندازی تو همون رودخونه ای که با عموت رفته بودی ماهی گیری بعد پسر عموت از هولش انداختت رو غورباقه![]()
تازه تناشم نمیذاری همیشه بهش سر میزنی!!!!
ولی اصن بیخیال اون ماهی و پس بده, نخواستم.
بیا همین بادبادک و بگیر ! فقط یادت باشه بادبادکا بی وفااان! ها ! حواست باشه! دیگه پای خودت ! خودت خواستی.
البته من در عین بی وفاییشون دوستشون دارم ؛ بهت میدمش اما مراقبش باش!!! یوقت نخوای مثه ماهی کوچولوم بندازیش تو قفس! اینکارو نکنی که دق میکنه!
اینم بادبادکم:
ای بابا دیدی چی شد! داشتم مدیر و داغ میکردم که پیامتو دیدم کلیک کردم سوالای تایپ شدم پرید!
ای فرشته اردیبهشت از آخرم نذاشتی مدیر و بسوزونم ! اذون دادن باید برم نماز! انشالله سوزوندن جناب مدیر باشه بعد نماز !! شاید قسمت نبود! (نکنه با مدیر دست به یکی کرده بودی!!!!)











پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)