از اینکه برام وقت می ذارین ممنونم.
اما خواهش می کنم این قدر زود قضاوت نکنید.
من یک کلمه تعصبی گفتم این قدر تعبیر و تفسیر کردین.
بابا بنده خدا دفعه اولش بود اصلا خیلی خوب نمی تونست منظورش را منتقل کنه.این قدر ها هم حالا فکر نکنید چاق و ریشو و... بوده.اضافه وزن زیادی داشت ولی از من خیلی درشت تر بود.تازه شاید همین برای خیلی دخترا نکته مثبت محسوب بشه.
البته من این دیدی که در جامعه راجع به انسان های به ظاهر مذهبی مثلا روحانیون وحافظین و.... وجود داره را درک می کنم.خودم هم از شما مستثنی نیستم.این قدر بعضی مسائل به صورت تعصبی و غیر منطقی بازگو میشه که آدم را دفع می کنند و آدم به بعضی تیپ ها آلرژی پیدا می کنه.منم گاهی این طوری میشم.و تو دیدگاهم تاثیر می ذاره.که اشتباهه.
اما این دلیل نمی شه که قضاوت کنیم و بگیم مثلا این قشر دو گروه اند یا اینکه مال حلال و...
من خودم آدمی هستم که با تمام آدم ها با هرنظری می تونم کنار بیام.مثلا من با اینکه مذهبی هستم ولی اگه حتی با یک آدم نهلیست هم باشم،اصلا دعوام نمیشه و احترام به عقیده اش می ذارم.شاید باهاش بحث کنم ولی اصلا کسی را تخطئه نمی کنم.یا اینکه خیلی به حجاب معتقدم اما با خانم بی حجاب هم می تونم کنار بیام .با عقاید مختلف خودم هم خیلی بودم و اصلا برای همینه که تو بحث نظری و اعتقادی و... قوی شدم.
اینکه یک نشانه می بینیم دلیل نمیشه بگیم حتما اون آدم مثل آدمی هست که من دیدم و...
البته من هم احتمالا در اول کار زود قضاوت کردم و ایشان را با یکی از خواستگارام مقایسه کردم که هیچ سوالی نمی پرسید و خواستگاری را هم پی گیری نکرد.من هم دیدم ایشون دقیقا مثل اون خواستگار هیچ سوالی نمی پرسه،فکر می کردم حتما در پی اینه که فقط این جلسه تموم بشه و دوست نداره ادامه بده و حتما نظرش با من متفاوته که هیچ سوالی نداره و....(نه که من وقتی صحبت می کنم برام مدام سوال ایجاد میشه...)
ولی الان می بینم شاید بنده خدا جلسه اول اصلا راحت نبوده و شاید خیلی دوست نداشته که بحث کنیم.شاید چون دیروقت شده بود و خونشون دور بود...
خلاصه هزار تا شاید این وسط هست.من تا وقتی که مستقیم نظرش را نپرسم و باهاش بحث نکنم که نمی تونم قضاوت کنم....
ببخشید من خیلی بد منظورم را رسوندم.و سر یکی دو جمله خودم زود قضاوت کردم و نتیجه گیری کلی ....
این را هم بگم خواستگار قبلی را هم پدرم فقط به دلیل قیافه که رد نکرد.فقط وقتی دلایلش را به من می گفت و نگرانی اش از آینده که خیلی سخته که یک مرد مادر و خواهران خودش را مدیر باشه و بخواد مدیر تو هم بشه.و بعد هم چون تو عاطفی هستی ممکنه نتونه خیلی به تو از این جهات برسه و...
بعد برای اینکه من را کاملا مجاب کنه و تو دلم کامل این مساله بسته بشه بهم گفت دخترم تازه قیافه هم که نداشت.مو که اصلا نداشت و خیلی هم لاغر بود.چیزی از دست نمی دی که...
آقای ناآشنا جمله خوبی گفتن: شما هنوز مردا را خوب نمی شناسی.
خودم واقعا به این نتیجه رسیدم.حتما پدرم بهتر از من مردها را می شناسن.و حتما اون چیزهایی که در مورد خواستگار قبلی گفتن درست بوده.
(حتی خودم هم الان که فکر می کنم اون آقای قبلی می خواست برای اینکه نظر منو جلب کنه با نظراتم خیلی همگرایی نشون بده.اول هم که او سوال می کرد،بعد من جواب می دادم.خب از کجا مطمئن باشم مطابق من جواب نمی ده.یا مطابق من سوال نمی پرسه؟
اون که همونجا فهمید من چقدر به ادامه تحصیل علاقه دارم.فهمید که ما خانوادمون مذهبیه.و همین جوری مدام داشت حول این محورها مانور می داد.
بعد هم یک جا من اول خودم سوال کردم و یک جوابی داد.ولی بعد من گفتم من اصلا این طور نیستم و... (داشتم امتحانش می کردم)بعد کل صحبتش را یک جوری جلو برد که انگار این مساله مهم نیست و حالا خیلی هم خودش این طوریا نیست و... .من اینو اینجا نگفتم.چون که من نمی تونستم سر همین یک سوال و همین یک جلسه قضاوت کنم.دلم هم نمی خواست دیگه بهش بپردازم و بحث کش پیدا کنه.اما احتمالش زیاد بود که بعدا اگه من ایشون را می خواستم با سوالاتم بپیچونم بتونم خیلی تفاوت ها در بیارم.اما پدرم لازم نیست همچین کاری بکنه.یک نگاه که به پسر بندازه می فهمه که این داره تظاهر می کنه یا اینکه خود واقعیش اینجوریه.
پدرم می گفتند خواستگار قبلیت تو رفتارش تظاهر بوده(او هم ادعای مذهبی بودن می کرد).ولی این خواستگار اصلا درش تظاهر نیست و....
من هم اصلا در ایشون تظاهر ندیدم.خانوادشون هم کاملا معرف می شناسه و خود آقا پسر را هم کاملا معرف میشناسه.و از نظر اخلاقی و ایمانی واقعا در سطح بالاییه و متظاهر نیست.(به خاطر حفظ قرآن هم نمی گم.واقعا اینطوریه!خیالتون راحت من ظاهربین نیستم)
حالا از دوستان خواهش می کنم فعلا تا من جلسه دیگه با ایشون نداشتم در این مورد صحبت نکنند.چون فایده ای نداره.
ما نمی تونیم سر یک جلسه قضاوت کنیم.
ممنون می شم فعلا این تاپیک معلق بمونه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)