عزیز گلم نمی دونی چرا می خوای ازدواج کنی چون کسی به دلت ننشسته. وگرنه حس اینو می کردی که چه خوب بود یه همچین ادمی کنارت بود. به دل نشستن منظورم یه جس خوشایند و دلنشینه توی همون دفعه ی اول ملاقات و صحبت کردن و دیدن رفتارای طرف. عاشقی منظورم نیست و این دیگه جای خود داره.
امیدوارم این خواستگار همون همراه و همنشین خوشایندت باشه و خوشبخت کنین همدیگه رو اما احیانا اگه کسی نبود که بخوای خیلی جدی و مختصر مفید به مادرت بگو که قصد داری ازدواج کنی بنابراین دیگه کسی رو رد نکنه و جلو همه نگه به فامیل دختر نمی دم و یا الان قصد ازدواج نداره و بذاره خواستگارها بیان و روال عادی پیش بره تو هم بتونی از بین اونایی که خواستگارن به دقت یه همسر مناسب برای خودت پید کنی. با مادرت صحبت کن و بخواه ازش که مثل یه مادری رفتار کنه که می خواد دخترش ازدواج کنه اونم یه ازدواج خوب و موفق.
بعضی مامانا چون خودشون درس نخوندن می خوان دخترشون درس بخونه فقط و حواسشون می ره که دخترشون زنه و می خواد ازدواج هم بکنه. می خوان مامان خیلی خوبی باشن.
در مورد روال خود خواستگاری من چیزی نمی دونم که بخوام راهنمایی ای کنم.
موفق باشی![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)